بحران آب در ایرانِ 1405 | نوری‌اسفندیاری: بارش‌ها 2 برابر هم شود باز کمبود آب داریم

  • توسط: noxis_admin
بحران آب در ایرانِ 1405 | نوری‌اسفندیاری: بارش‌ها 2 برابر هم شود باز کمبود آب داریم


به گزارش اقتصادنیوز، بحران آب در ایران در سال‌های گذشته به یکی از نگران‌کننده‌ترین چالش‌‌های زیست‌محیطی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. کاهش مستمر بارندگی‌ها، افزایش دمای میانگین حتی در زمستان امسال، افت شدید ذخایر آب‌‌های سطحی و زیرزمینی و خالی ماندن سدها و تداوم الگوهای ناپایدار مصرف، شرایطی را رقم‌زده است که تابستان سال
آینده را با خطر تشدید خشکسالی و تنش آبی گسترده مواجه می‌کند.

در همین رابطه، انوش نوری اسفندیاری، دبیر اندیشکده آب در گفتگو با اقتصادنیوز می‌گوید: «بسیاری از تصمیماتی که بر مدیریت آب تأثیر می‌گذارند، باید در خارج از بخش آب اتخاذ شوند. متأسفانه مدیریت بخش آب این اهتمام را نداشته است که این مباحث را به سطوح عالی تصمیم‌گیری ببرد.»

مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را با انوش نوری اسفندیاری در ادامه می‌خوانید. 

*****

*آقای اسفندیاری! با توجه به شرایط امروز، آیا می‌توانیم بگوییم فصل بارش را پشت سر گذاشته‌ایم یا همچنان می‌توانیم چشم‌انتظار ماه‌های اسفند و فروردین برای بارش بیشتر باشیم؟ در این فاصله که ماه بهمن را پشت سر گذاشته‌ایم، بحران آب تا چه اندازه جدی‌تر شده است؟

ماه‌های اسفند و فروردین بسیار حائز اهمیت هستند. بحران آب، یک بحران ساختاری است و این‌گونه نیست که با بارش‌های سالانه وضعیت آن تغییر چندانی پیدا کند. ما وضعیت آب کشور را به صورت سالیانه برنامه‌ریزی نمی‌کنیم؛ بلکه با ساختاری مواجه هستیم که این ساختار، نیازها و کمبودهای خاص خود را دارد و بخش مهمی از این کمبودها، ارتباطی به میزان بارش‌ها ندارد.

ساختار اقتصادی ما آب زیادی مصرف می‌کند اما بازدهی اندکی دارد

به طور کلی، ما وابستگی بسیار زیادی به آب‌های زیرزمینی داریم؛ کشور ما منابع غنی از آب‌های زیرزمینی در سطح گسترده و آبخوان‌های بسیار عمیقی دارد. اما متأسفانه ما از این آبخوان‌ها به روش درستی استفاده نکرده‌ایم. هر ساله آن میزان آبی که از سال‌های گذشته ذخیره شده بود که برخی از این ذخایر، ذخایر باستانی کشور ما محسوب می‌شدند، استخراج شده و به مصارف کم‌بازده رسیده است.

ساختار اقتصادی ما به گونه‌ای است که آب بسیاری مصرف می‌کند، اما بازدهی اقتصادی آن بسیار اندک است. ما با مشکلات ساختاری هم در اقتصاد، هم در نحوه بهره‌برداری و هم در تکنولوژی مورد استفاده مواجه هستیم که همگی دارای اشکال هستند.

الگوی مصرف آب در ایران تاثیری در ذخیره آب ندارد

*آیا این مسائل به دولت و عملکرد آن مربوط می‌شود؟

باید بگویم که این موضوع فراتر از دولت‌هاست، اما سهم دولت در این بخش بسیار عمده و کلیدی است.

*در بحث مصارف خانگی، الگوی مصرف آب تا چه اندازه با شرایط کم‌آبی کشور همخوانی دارد؟ 

خیر، همخوانی ندارد. در شهرهای ما میزان مصرف سرانه روزانه، معمولاً بالای ۲۰۰ لیتر در روز است که در مجموع، بسیار بالاتر از الگوی مصرف استاندارد است. با این حال، تمام این مسائل به مصرف‌کننده خانگی بازنمی‌گردد. سهم مهمی از این میزان، مربوط به برداشت‌های ما برای فضای سبز است. مدیریت فضای سبز در اختیار مصرف‌کننده خانگی نیست.

این فضاها عمدتاً از آب زیرزمینی استفاده می‌کنند و در اکثر شهرهای بزرگ ما از ذخایر زیرزمینی زیر شهرها بهره‌برداری بیش از حدی صورت گرفته است. این امر منجر به وقوع پدیده فرونشست شده و شهر در حال فرو رفتن است؛ از جمله شهر تهران.

اینکه ما بخشی از مصارف شهری مانند فضای سبز را به جای استفاده از پساب، از آب زیرزمینی تأمین می‌کنیم و در کنار آن، درختان و گیاهانی می‌کاریم که متناسب با اقلیم خشک نبوده و نیاز آبی بالایی دارند، نشان‌دهنده عدم رعایت اصول است. بنابراین تمام آن سرانه مصرف که اشاره کردم، صرفاً ناشی از بالا بودن مصارف خانگی نیست.

علاوه بر این، به دلیل تراکم بالای جمعیت در شهرها و تشکیل مجتمع‌های مسکونی، کنتورهای نصب شده متناسب با مدیریت تقاضا و مصرف نیستند. این کنتورها مردم را به صورت گروهی جریمه می‌کنند که این رویکرد به هیچ وجه با هدف مدیریت مصرف تناسب ندارد.

*درباره دستگاه‌های کاهنده مصرف آب که توصیه می‌شود در منازل و ساختمان‌ها نصب شوند، برخی تحلیل‌گران معتقدند که این اقدام خود می‌تواند منجر به افزایش مصرف آب شود. به نظر شما آیا این الگو می‌تواند تأثیری در کاهش مصرف آب داشته باشد؟

موضوعی که به آن اشاره کردید در واقع کاهش فشار آب است که یک اقدام مدیریتی از سوی شرکت کارگزار (آب و فاضلاب) محسوب می‌شود و ارتباطی به اقدام مردم ندارد. شرکت کارگزار برای کنترل نسبی مصرف، این اقدام را انجام می‌دهد. یکی از دلایل این کار، بالا بودن میزان تلفات آب در شبکه توزیع است و آن‌ها برای کاهش این تلفات، فشار را کم می‌کنند.

اما این اقدام مشکلات دیگری ایجاد می‌کند؛ همان‌طور که اشاره کردید، مردم مجبور می‌شوند در ساختمان‌های خود مخزن تعبیه کنند و یا از پمپ استفاده کنند که این خود دشواری‌های جدیدی به وجود می‌آورد. استفاده از پمپ وضعیت را بدتر کرده و مشکلات دیگری ایجاد می‌کند؛ از جمله اینکه نوعی فاصله طبقاتی از نظر برخورداری از آب به وجود می‌آورد.

بارش‌ها 2 برابر هم شود باز هم کمبود آب داریم

*ما اکنون در ماه بهمن و اسفند هستیم، اما شرایط آب و هوایی اکثر نقاط کشور مشابه فروردین‌ماه به نظر می‌رسد. با ادامه این روند، خانواده‌ها در تابستان سال آینده با چه محدودیت‌هایی در تأمین آب شرب مواجه خواهند شد؟ 

اگر فرض کنیم میزان بارش‌های ما در حال حاضر تقریباً 2 برابر سال گذشته باشد و در ادامه نیز وضعیت نسبت به متوسط درازمدت تغییر چندانی نکند، باز هم با کمبود جدی مواجه خواهیم بود. به عنوان مثال در تهران، به طور معمول ۶۰ تا ۷۰ درصد آب از منابع سطحی تأمین می‌شود.

احتمال زیادی وجود دارد که این آب سطحی کفایت نکند و مخازن سدهای ما تا پایان امسال پر نشوند. در نتیجه، وضعیت توزیع بین‌فصلی مطلوب نخواهد بود. سال گذشته نیز آمادگی قبلی وجود نداشت و به ناگاه در مواجهه با شرایط، خواستند اقدامی انجام دهند. بهتر است از همین حالا به فکر مدیریت داده‌ها و منابع باشند، به جای آنکه این موضوع را به فصل تابستان موکول کنند.

معضل نصب پمپ‌های خانگی در ناترازی برق 

*سال آینده با ناترازی هم‌زمان در بخش آب و برق مواجه خواهیم بود. این موضوع چه تبعاتی برای صنایع کشور، به‌ویژه در نیمه دوم سال آینده و حتی تابستان، به همراه خواهد داشت؟

یکی از مضرات نصب ایستگاه‌های پمپاژ یا پمپ‌های خانگی در شهرها، افزایش مصرف انرژی برق است که به ناترازی برق می‌افزاید. یک همبستگی مستقیم میان ناترازی آب و ناترازی برق وجود دارد و این دو با یکدیگر در ارتباط هستند. شایسته است که این ارتباطات بهینه‌سازی شده و روابط آن‌ها ترسیم شود. از یک سو، با کاهش منابع آبی، تولید برق ما نیز کاهش می‌یابد؛ زیرا نیروگاه‌های برق‌آبی زمانی می‌توانند به خوبی تولید کنند که ذخایر آبی کافی باشد.

هرچند سهم این نیروگاه‌ها در کل تولید برق کشور اندک است، اما در ساعات پیک مصرف، انرژی آن‌ها بسیار حیاتی است و احتمالاً سال آینده نیز در این ساعات با مشکل مواجه خواهیم بود. از سوی دیگر، ما بخش کشاورزی خود را به شدت به پمپاژ آب وابسته کرده‌ایم.

این وابستگی هم شامل چاه‌هایی است که مدام کف‌شکنی شده و آب از اعماق بیشتر پمپ می‌شود و هم شامل انتقال آب به ارتفاعات است. در بسیاری از مناطق کوهپایه‌ای با استفاده از پمپ، آب را به ارتفاعات برده‌ایم تا جنگل‌های میوه ایجاد کنیم. علت هر دو مورد، ارزان بودن انرژی در بخش کشاورزی است. بهتر است از ابزار قیمت‌گذاری انرژی در بخش کشاورزی به نحو مطلوب‌تری برای ایجاد تعادل و تراز استفاده شود.

برخی صنایع برنامه جامعی برای مدیریت ناترازی آب ندارند

*در بحث صنایع، به نظر شما کدام صنایع کلیدی که با معیشت مردم نیز مرتبط هستند، بیشترین آسیب را خواهند دید؟ آیا اساساً احتمال توقف فعالیت یا کاهش تولید در صنایع به دلیل بحران آب وجود دارد؟

در حال حاضر، برخی صنایع به سمتی سوق پیدا کرده‌اند که خودشان انرژی مورد نیازشان را تأمین کنند؛ یعنی به سمت تولید پراکنده به جای تولید متمرکز حرکت کنند. طبیعتاً این برنامه نیازمند کار بیشتر و تدوین یک برنامه جامع‌تر است. اکنون تمرکز بیشتر بر بخش کشاورزی است؛ به این صورت که در مناطقی که کشاورزی دیگر امکان‌پذیر نیست، به سمت تولید برق از طریق احداث پنل‌های خورشیدی حرکت کنند.

در این زمینه برنامه‌ریزی‌هایی در حال انجام است، اما در بخش صنعت، برنامه جامعی که به چشم بیاید مشاهده نمی‌شود. در حالی که در حوزه صنعت نیز باید چنین برنامه‌ریزی‌هایی صورت گیرد. امکاناتی هم وجود دارد؛ مثلاً صنایعی که تولید بخار دارند، می‌توانند با نصب تجهیزات لازم به سمت تولید انرژی رفته و بخشی از انرژی مصرفی خود را بازیافت کنند.

با این حال، این مسئله نیازمند یک طرح جامع است که تاکنون زیاد مورد توجه نبوده و تنها به صورت موردی، برخی صنایع بزرگ تلاش کرده‌اند با اندیشیدن به این مسائل، وابستگی خود را به شبکه سراسری کاهش دهند.

اسفندیاری

*آیا تاکنون از کارشناسان و تحلیلگران حوزه آب، نظرخواهی صورت گرفته است که چه راهکاری می‌توان برای مدیریت بحث آب ارائه داد؟

خیر. برخوردها همیشه به صورت بسیار ضربتی و ستادی بوده است. گاهی برخی افراد را دعوت کرده‌اند، اما چون تصمیم‌گیری‌ها پشت درهای بسته انجام می‌شود و یک جریان مستمر تبادل‌نظر و دانش‌افزایی وجود ندارد، این مسائل به نتیجه نرسیده است.

*کشورهای همسایه ما مانند کشورهای عربی، وضعیت بارش کمتری نسبت به ما دارند. آن‌ها چگونه الگوی مدیریت آب را پیش گرفته‌اند و چرا ما از تجربیات آن‌ها استفاده نمی‌کنیم؟

استفاده از تجربیات آن کشورها اساساً با بنیان‌های توسعه پایدار ناسازگار است. آن کشورها از منابع طبیعی خود به نحو پایداری استفاده نمی‌کنند و اصلاً شایسته نیست که ما آن‌ها را الگو قرار دهیم؛ هرچند متأسفانه تا حدودی تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفته‌ایم.

اولاً میزان منابع آبی ما با آن‌ها بسیار متفاوت است. ثانیاً آن‌ها به سمت استفاده از آب‌های فسیلی در زیر زمین مانند لیبی و عربستان و همچنین شیرین کردن آب دریا و انتقال آن گرایش دارند. این اقدامات نمی‌تواند تأثیر کلانی بر مصارف ما داشته باشد؛ شاید حداکثر ۵ درصد از نیازهای ما را تأمین کند، اما مشکلات ساختاری ما همچنان باقی خواهد ماند.

ما باید تلاش کنیم با توجه به منابع خوبی که در اختیار داریم، مشکلات ساختاری را حل کرده و تولید خود را متناسب‌سازی کنیم. الگوهای مصرف و مدیریت تقاضای آن‌ها به گونه‌ای نیست که بخواهیم از آن‌ها تقلید کنیم؛ آن‌ها به شکلی بی‌قواره طرح‌های پرزرق و برقی را دنبال می‌کنند که آینده آن‌ها نامشخص است.

با همین میزان بارش هم می‌توانستیم آب را مدیریت کنیم

*پس ما با همین میزان بارش‌ها هم می‌توانیم الگوی مصرف آب خوبی داشته باشیم؟

حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد مصرف آب ما به طور متوسط در بخش کشاورزی است که این میزان با اصلاح ساختار توسعه و حرکت به سمت توسعه کم‌آب‌بر، می‌تواند کاملاً متحول شود. منتها اصلاً بر روی این موضوع کار نشده است و اگر هم اقدامی صورت گرفته، توسط بخش خصوصی و با ابتکار خودشان بوده است. هیچ برنامه سراسری در این زمینه وجود نداشته و موضوع اصلاح الگوی کشت نیز تا به حال موفقیت‌آمیز نبوده است.

نکته کلیدی، مسئله تغییر الگوی توسعه است. بسیاری از تصمیماتی که بر مدیریت آب تأثیر می‌گذارند، باید در خارج از بخش آب اتخاذ شوند. متأسفانه مدیریت بخش آب این اهتمام را نداشته است که این مباحث را به سطوح عالی تصمیم‌گیری ببرد.

در نتیجه، تصمیم‌گیری در مورد تغییر مسیر توسعه متناسب با امکانات طبیعی کشور، همچنان بلاتکلیف مانده است و باید به آن توجه جدی شود.

منبع

  • اشتراک گزاری:

مطالب مرتبط

ارسال نظر

شما اولین نفری باشید که در مورد پست مربوطه نظر ارسال میکنید...
شبکه های اجتماعی ما