noxis‌

پشت‌پرده سکوت آمریکا پس از مذاکرات با ایران در ژنو

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از نورنیوز، تجربه مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه نشان داد که گفت‌وگو و آماده‌باش می‌توانند هم‌زمان پیش بروند. آن زمان نیز کانال‌های ارتباطی فعال بود، پیام‌ها رد و بدل می‌شد و برخی ارزیابی‌ها از امکان مهار بحران سخن می‌گفتند، اما در سطوح دیگر، تحرکات میدانی در حال شکل‌گیری بود. جنگ نه از خلأ دیپلماسی، بلکه از دل هم‌زیستی مذاکره و آماده‌سازی امنیتی متولد شد. امروز نیز فضای پیرامون مذاکرات، یادآور همان وضعیت خاکستری است.

پس از پایان دور سوم مذاکرات ژنو، سکوت معنادار ایالات متحده آمریکا در کنار اظهارات نسبتاً مثبت عمان و ایران، توجه تحلیل‌گران را جلب کرده است. این سکوت را نمی‌توان صرفاً بی‌اهمیتی یا بی‌تصمیمی تلقی کرد. در بسیاری از بحران‌های امنیتی، کاهش اظهارنظرهای رسمی نشانه انتقال بحث از سطح رسانه‌ای به سطح امنیتی است؛ مرحله‌ای که در آن سیاست‌گذار ترجیح می‌دهد روایت عمومی را ثابت نگه دارد تا دامنه مانور او برای انتخاب گزینه‌های بعدی محدود نشود.

در همین چارچوب، اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا درباره صدور مجوز خروج اتباع آمریکایی که حضورشان در اسرائیل غیرضروری است، معنایی فراتر از یک اقدام اداری ساده دارد. چنین مجوزهایی معمولاً زمانی صادر می‌شود که ارزیابی ریسک افزایش یافته و احتمال بروز سناریوهای پیش‌بینی‌نشده جدی تلقی می‌شود. این اقدام، همراه با نشانه‌هایی از آماده‌سازی‌های داخلی در سرزمین‌های اشغالی، از جمله دستور بازگشایی پناهگاه‌ها در برخی مناطق، تصویری از یک وضعیت «احتیاط پیش‌دستانه» ارائه می‌دهد؛ وضعیتی که الزاماً به معنای تصمیم قطعی برای درگیری نیست، اما حاکی از آن است که گزینه‌های پرریسک به‌طور جدی در حال بررسی هستند.

نشت‌های هدفمند اطلاعاتی و اقدامات احتیاطی نظیر خروج نیروهای غیرضروری، در ادبیات امنیتی معمولاً بخشی از فرآیند انتقال تصمیم از فضای رسانه‌ای به فضای عملیاتی محسوب می‌شود. چنین الگویی لزوماً به معنای حرکت حتمی به سمت جنگ نیست، اما نشان می‌دهد تصمیم‌سازی وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است.

در این میان، سفر سریع وزیر خارجه عمان به واشنگتن و دیدار او با جی‌دی ونس و نه با مارکو روبیو ، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این انتخاب سطح دیدار، بیانگر تلاش برای اثرگذاری مستقیم بر حلقه تصمیم‌ساز نزدیک به رئیس‌جمهور است. زمانی که دیپلماسی به سطح معاون رئیس‌جمهور که گرایشات ضد جنگ دارد، منتقل می‌شود، معمولاً هدف، تصحیح برآوردها و کاهش احتمال خطای محاسباتی است. در شرایطی که اطلاعات می‌تواند از کانال‌های مختلف و گاه با سوگیری‌های منطقه‌ای منتقل شود، نقش واسطه‌ای مانند عمان در انتقال ارزیابی‌های متفاوت و هشدار نسبت به پیامدهای ناخواسته اهمیت دوچندان می‌یابد.

یکی از مخاطرات جدی در چنین فضایی، شکل‌گیری تصمیم بر پایه برداشت نادرست از اراده یا توان طرف مقابل است. اگر در واشنگتن این تصور تقویت شود که یک اقدام محدود می‌تواند بدون گسترش دامنه بحران انجام شود، خطر لغزش به سمت محاسبه اشتباه افزایش می‌یابد. این در حالی است که ایران پیش‌تر اعلام کرده هر اقدام محدود علیه خود را محدود تلقی نخواهد کرد و آن را در چارچوبی گسترده‌تر پاسخ خواهد داد. همین شکاف در تعریف «محدود بودن» می‌تواند به نقطه اصطکاکی تبدیل شود که کنترل آن دشوار است.

از سوی دیگر، احتمال آغاز یک اقدام اولیه از سوی اسرائیل همچنان در تحلیل‌ها مطرح است؛ الگویی که می‌تواند برای آمریکا امکان فاصله‌گذاری اولیه ایجاد کند. با این حال، حتی در این سناریو نیز، بازگشایی پناهگاه‌ها و آماده‌باش داخلی نشان می‌دهد که تصمیم‌گیران اسرائیلی نیز به پیامدهای متقابل می‌اندیشند و خطر گسترش درگیری را جدی می‌دانند.

در مجموع، مجموعه تحولات اخیر را باید نشانه ورود بحران به مرحله‌ای حساس‌تر دانست؛ مرحله‌ای که در آن دیپلماسی هنوز فعال است، اما هم‌زمان اقدامات احتیاطی امنیتی نیز در حال اجراست. این وضعیت نه به معنای جنگ قریب‌الوقوع است و نه نشانه آرامش پایدار، بلکه بیانگر یک نقطه تعادل ناپایدار است که در آن، مدیریت روایت، تصحیح اطلاعات و جلوگیری از خطای محاسباتی اهمیتی حیاتی دارد. تجربه گذشته نشان داده که گاهی جنگ‌ها نه از تصمیم قطعی، بلکه از اشتباه در برآورد و سوءتفاهم در نیت‌ها آغاز می‌شوند؛ و همین واقعیت، ضرورت هوشیاری مضاعف در این مقطع را دوچندان می‌کند.

منبع

مطالب مشابه را ببینید!

,