تحلیل آزاد ارمکی از اعتراضات در دانشگاهها | زخم جامعه را بشناسیم
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه دانشجویان به عنوان نمایندگان جامعه مدنی به صحنه آمدهاند و دارند اعتراضهای مدنی میکنند، گفت: تا کنون احزاب، منتقدان و معترضان را حذف و نمایندگان جامعه مدنی را هم سرکوب کردهایم. این را خدا برای جمهوری اسلامی خواسته که جامعه مدنی از طریق دانشجوها آمده که اگر به صورت مدنی و مسالمتآمیز برگزار شود و نیروهای رقیب و نمایندگان حکومت در دانشگاه مداخله نکنند، دانشگاهیان و روشنفکران به اینها میپیوندند و مسأله از درون دانشگاه به درون حزب و ساحتهای مدنی دیگر منتقل میشود. بعد از آن طریق بر سر تغییرات بنیادین گفتوگو میشود.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با تقی آزاد ارمکی را در ادامه میخوانید:
***
با توجه به وقایع اخیر و واکنشهایی که مقامات رسمی کشور به این وقایع داشتهاند و تأکید دارند که باید زخمهای جامعه درمان شود، به نظر شما نسخه عملی درمان زخمهای جامعه چیست؟
نسخه درمان زخمهای جامعه این است که زخم را بشناسیم. پزشکی که میخواهد معالجه کند، اگر بیماری را نشناسد که نمیتواند چاقو دست بگیرد. به نظر من حاکمیت این شناخت را ندارد که بخواهد اعلام کند. باید نیروهای منفک از قدرت، سیاست و امنیت که توانایی این را دارند، بتوانند وضعیت این زخم را صورتبندی کنند. اما اگر این کار را نکنیم، هر اقدامی انجام بدهیم ما را به گرفتاری میرساند. مثلا مسئولین میگویند میدانیم که وضع بد است؛ این حرف آتش به معرکه میزند. یا دیگری میگوید اینها خارجی هستند. هر نوع داوری در مورد این جریان، چون مبتنی بر یک شناخت جامع و درست نیست، خودش میتواند عاملی برای تخریب، اختلال و نابهسامانی باشد.
اولین گام این است. حالا اینکه ممکن میشود یا نمیشود، به اراده همه ما در کشور بر میگردد که میخواهیم فروبریزیم و یا میخواهیم از این فروریختن نجات پیدا کنیم؛ و یک گام دوم را پیش بگیریم. نکته سوم هم این است که اساسا اینها باید در راستای تغییرات بنیادی باشد. اگر برای تغییرات بنیادی اراده وجود دارد، میشود کاری کرد. ولی اگر با وضعیت موجود میخواهیم نگاه آسیبشناسانه داشته باشیم، امکان هیچ نوع مداخلهای نیست و شرایط را بدتر هم میکند.
روزهای اخیر شاهد بودیم که اعتراضاتی در دانشگاهها برگزار شد که بعضا حتی به خشونت و فحاشی کشیده شد. قبل از این گفته میشد که باید یک راهحل نخبگانی ارائه شود. شما تأکید دارید که حاکمیت نمیتواند راهکار ارائه بدهد و فضای دانشگاه هم که در وضعیت فعلی پرتنش به نظر میرسد. آیا باز هم میتوان به این فضای دانشگاه برای رسیدن به راهحل باور داشت؟
اتفاق خیلی خوبی افتاده است. دیگر مردم شبانه به خیابان نمیآیند که شعار بدهند و کسی هم کشته نمیشود. دانشجویان به عنوان نمایندگان جامعه مدنی به صحنه آمدهاند و دارند اعتراضهای مدنی میکنند. یعنی ورود دانشجویان به معنای ظهور بخشی از حوزه نخبگانی کشور برای برون رفت از بحران است. چرا ما این را به رسمیت نمیشناسیم و محکوم میکنیم؟!
نخبگان آمدهاند. وقتی دانشجویان بیایند، کنارش استادان، روشنفکران و گروههای سیاسی هستند. بعد ماجرا را از خارج کشور نجات میدهد و بحران را به دست یک گروه عاقل میاندازد که میتواند برای آن راهحل پیدا کند.
اما اینکه چه میگویند، اتفاقا بر خلاف تصویری که رسانههایی مثل ایران اینترنشنال میسازند، کمترین شعار مربوط به رضا پهلوی است. شعارهای اساسی جامعه مدنی را فریاد میزنند که آزادی، دولت مدرن، حاکمیت مسئولیتپذیر، رفاه و توسعه میخواهند. چرا کسی به این اتفاق تن نمیدهد؟ چرا این سخن نخبگانی جامعه مدنی را گوش نمیکند؟

به نظر شما علت شعارهای تندی که حتی گاهی به فحاشی و الفاظ رکیک هم کشیده شد، در فضای دانشگاهها چیست؟ برای این مسأله که دانشگاه بتواند به زبان منطقی و نخبگانی حرف خود را بزند و جامعه مدنی را نیز نمایندگی کند، چه راهکاری در نظر دارید؟
باید میان دانشگاههای مختلف تفکیک قائل شد. در دانشگاههایی مثل شریف، جهتگیری غالب شعارها دفاع از آزادی، عدالت و جامعه مدنی بود. حتی اگر شعارهایی با نام چهرههای خاص داده شد، نمیتوان آن را به کل دانشگاه تعمیم داد. اینکه چند نفر شعار تند بدهند، به معنای جهتگیری کلی دانشگاه نیست. اتفاقا این نشان میدهد که جامعه مسیرهای رسمی برای بیان اعتراض ندارد و صداها به شکل خام و پراکنده بروز میکنند.
ما در کشوری زندگی میکنیم که از نظر تاریخی، ظرفیت بالایی برای تحزب دارد؛ اما این ظرفیت سرکوب یا معلق شده است. اگر احزاب ملیگرا، مذهبی، اصلاحطلب، محافظهکار یا حتی مدافعان سیاستهای رسمی اجازه فعالیت واقعی داشته باشند، اعتراض به مسیر طبیعی خودش برمیگردد. آنوقت دیگر نیازی نیست دانشجو بار همه نارضایتیها را به دوش بکشد. دانشگاه در این میان تبدیل به سپر بلا شده؛ در حالی که اگر فضاهای مدنی باز شوند، خود دانشگاه به کارکرد اصلیاش بازمیگردد.
یعنی دانشگاه، علیرغم همه اختلافنظرها و چالشهایی که در آن وجود دارد، میتواند جامعه مدنی را نمایندگی کند و به یک راهکار مناسب و مسالمتآمیز برای مسائل کشور برسد؟
کاملا درست است. تا کنون احزاب، منتقدان و معترضان را حذف و نمایندگان جامعه مدنی را هم سرکوب کردهایم. این را خدا برای جمهوری اسلامی خواسته که جامعه مدنی از طریق دانشجوها آمده که اگر به صورت مدنی و مسالمتآمیز برگزار شود و نیروهای رقیب و نمایندگان حکومت در دانشگاه مداخله نکنند، دانشگاهیان و روشنفکران به اینها میپیوندند و مسأله از درون دانشگاه به درون حزب و ساحتهای مدنی دیگر منتقل میشود. بعد از آن طریق بر سر تغییرات بنیادین گفتوگو میشود.
یعنی اگر به دانشگاهها میدان بدهیم، حتی میتواند منجر به قدرت گرفتن احزاب و جامعه مدنی شود؟
بله؛ کاملا درست است. احزاب در کنارش قدرت میگیرند و به میدان بیایند. قبل از اینکه یک ماجرای دیگر درست شود، باید اجازه داد که این مسأله نشر پیدا کند و به داخل احزاب و مطبوعات برود و قصه داخلی شود و جامعه بحران و سرمایههای اجتماعی را مدیریت کند. من اگر اختیار داشتم اجازه میدادم فردا نمایندگان جامعه مدنی یک تظاهرات بزرگ ملی برگزار کنند. بخش اعظم جامعه معترض به میدان میآیند و نمایندگان آنها با دیگران گفتوگو میکنند و به یک توافقی میرسند.





