مردی که کتیبه کوروش را بیواسطه میخواند، خاموش شد/مردی که کتیبه کوروش را بیواسطه میخواند، خاموش شد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصر ایران، عبدالمجید ارفعی کتیبه کوروش را میخواند؛ نه به زبان فارسی امروز، بلکه به همان زبانی که کوروش بزرگ حدود دو هزار و پانصد سال پیش، دستکم در بابلِ عراق امروزی، با آن سخن میگفت. او را بارها در حال خواندن کتیبهها دیدهاند. ارفعی از معدود افرادی در جهان بود که میتوانست چنین کتیبههای باستانی را روان و مستقیم بخواند؛ گویی متنی عادی به زبان مادری خود را مرور میکند. سرانجام ششم اسفند، در ۸۶ سالگی، این پژوهشگر برجسته درگذشت و جامعه علمی ایران یکی از ارزشمندترین چهرههای خود را از دست داد.
ارفعی نهم شهریورماه در کوه گنو در بندرعباس به دنیا آمد؛ جایی که خانوادهاش به دلایلی مدتی در آن اقامت داشتند. او تحصیلاتش را در بندرعباس، یزد و تهران ادامه داد و دیپلم خود را از مدرسه عالی دارالفنون گرفت. همزمان در رشتههای حقوق، باستانشناسی و ادبیات فارسی پذیرفته شد، اما پس از مدتی حقوق را رها کرد و به ادبیات فارسی روی آورد. در همین مسیر با دو چهره اثرگذار فرهنگ ایران، پرویز ناتل خانلری و ابراهیم پورداوود، آشنا شد؛ استادانی که نقش مهمی در جهتگیری علمی او ایفا کردند.
به توصیه پورداوود، ارفعی به جای تمرکز بر زبانهای ایرانی رایج، به سراغ زبانهای عیلامی و اکدی (بابلی و آشوری) رفت؛ حوزهای که ایران به آن نیاز داشت. او برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد. ابتدا در دانشگاه پنسیلوانیا مقدمات زبان اکدی را آموخت و سپس به دانشگاه شیکاگو رفت؛ جایی که در آن زمان یکی از مهمترین مراکز مطالعات زبان عیلامی و گلنوشتههای تختجمشید بود و حدود هفت تا هشت سال در آنجا به پژوهش پرداخت.
در دانشگاه شیکاگو، او شاگرد مستقیم ریچارد هالک شد؛ عیلامشناس برجسته قرن بیستم که کرسی زبان عیلامی را در اختیار داشت و تسلطی کمنظیر بر خط میخی عیلامی داشت. ارفعی یکی از معدود شاگردان او بود و نزدیک به هشت سال نزد این استاد و دیگر چهرههای برجسته آن دوران آموزش دید.
ارفعی تنها ایرانیای بود که موفق به اخذ دکترای تخصصی زبان عیلامی شد. رساله دکترایش به بررسی زمینههای جغرافیایی لوحهای تختجمشید اختصاص داشت. او بهعنوان یکی از مهمترین متخصصان زبانهای عیلامی، اکدی، بابلی، سومری، اوستایی و پهلوی شناخته میشد و توانایی خوانش مستقیم متون پیچیده خط میخی، بهویژه در دوره هخامنشی، را داشت.
به درخواست خانلری، نخستین کتاب خود را با ترجمه فارسی فرمان کوروش بزرگ منتشر کرد. برای این منظور به انگلستان رفت و در موزه بریتانیا نسخهای دقیق و اختصاصی از کتیبه تهیه شد. او پس از تهیه تصاویر و نسخهبرداریهای لازم، حدود شش تا هفت ماه بر روی متن کار کرد و آن را بهصورت دقیق پیادهسازی، خوانش و ترجمه کرد. این اثر در قالب کتاب منتشر شد و مجوز فروش گرفت.
ارفعی پس از بازگشت به ایران، مدتی در فرهنگستان ادب و هنر و سپس در موزه ایران باستان فعالیت کرد. او تالار کتیبهها را ساماندهی و شناسایی کرد و صدها آجرنوشته و گلنوشته را بررسی و طبقهبندی کرد. بخشی از این آثار در قالب مجلداتی منتشر شد و برخی دیگر در دست انتشار قرار گرفتند. او تأکید داشت این متون را به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر کند تا پژوهشگران بیشتری بتوانند از آنها بهرهمند شوند.
با این حال، پس از انقلاب با دورهای از بیمهری و کنار گذاشته شدن روبهرو شد و سالها از فعالیت تخصصی خود دور ماند و برای تأمین معاش به مشاغلی غیرمرتبط پرداخت. از دهه هفتاد بار دیگر به عرصه پژوهش بازگشت و آثار مهمی منتشر کرد و جایگاه علمیاش بیش از پیش شناخته شد.
ارفعی بیش از سه هزار لوح گلی تختجمشید را خواند و بسیاری از آنها را به فارسی و انگلیسی ترجمه کرد. همچنین بیش از سه هزار و دویست آجر کتیبهدار در شوش، چغازنبیل و دیگر محوطهها را مطالعه و ساماندهی کرد؛ کاری که پیش از او در ایران سابقه نداشت. او در سال ۱۳۹۴ جایزه سرو ایرانی را برای یک عمر تلاش در میراث فرهنگی دریافت کرد و در سال ۱۴۰۱ نیز از سوی کمیسیون ملی یونسکو و ایکوم ایران نشان خورشید به او اعطا شد.
این پژوهشگر برجسته همواره بر ضرورت آموزش زبانهای عیلامی و اکدی در دانشگاههای ایران تأکید داشت و معتقد بود شناخت جامع فرهنگ ایران بدون آگاهی از این زبانها ممکن نیست. او در سالهای پایانی عمر با بیماری ریوی دستوپنجه نرم میکرد، اما تا آخرین روزها به مطالعه، تدریس و پاسخگویی به پژوهشگران ادامه داد.
ارفعی پلی زنده میان تمدن عیلام و هخامنشی با جهان امروز بود. به باور او، نام «ایران» ریشه در واژه «آریا» به معنای آزاده و نجیب دارد؛ مفهومی که در کتیبه بیستون نیز بازتاب یافته و داریوش خود را «آریایی» مینامد.
درگذشت عبدالمجید ارفعی ضایعهای بزرگ برای ایرانشناسی و زبانشناسی باستانی است، اما آثار و ترجمههای او همچنان منبعی معتبر و ماندگار برای نسلهای آینده خواهد بود.












