سکوت نخبگان روسیه در مقابل ماشین جنگی پوتین
به گزارش اقتصادنیوز، بعد از چهار سال جنگ تمام عیار روسیه با اوکراین، نخبگان روسیه هیچ نشانهای از مقاومت در برابر موقعیت دشواری که ولادیمیر پوتین کشور را در آن قرار داده است، از خود نشان ندادهاند. جنگی که رئیس جمهور روسیه بدون هیچ مشورتی با نخبگان سیاسی آغاز کرد و همچنان در حال ادامه دادن آن است.
در مقابل، نخبگان سیاسی نهتنها مخالفتی به این تصمیمات نکردند، بلکه بهنظر میرسد که در ازای تضمین بقا بهنوعی خود را با آن وفق دادهاند.
افزایش سرکوب جامعه مدنی
آندری سولداتوف و ایرینا بوروگان در گاردین نوشتند: در شرایطی که سرکوب بیش از هر زمانی شدت گرفته است، مقامات بلندپایه و نخبگان سیاسی که مسئولیت اداره کشور و شکل دادن روایتها در جامعه را برعهده دارند، همچنان از بیان مستقیم افکار واقعی خود نسبت به جنگ اکراه دارند.
در این میان، آنها راه غیرمستقیم و فرهنگی را برای ابراز مخالفت خود انتخاب کردهاند؛ درحقیقت روایتهایی که این روشنفکران از طریق فرهنگی ارائه میدهند، به روشنی نشاندهنده چگونگی نگاه آنها به نقش خود در کشور، در زمان جنگ است.
روایت نخبگان فرهنگی روسیه در دوران جنگ
در سال جاری، مسکو میزبان دو مراسم بزرگ برای اهدای جوایز با حمایت دولت بود؛ یکی در حوزه کتاب و دیگری در سینما. در هر دو رویداد برگزارکنندگان رویکردی محافظهکارانه در پیش گرفتند و به سراغ مضامین آشنا رفتند؛ موضوعاتی که ریشه در فرهنگ دوره شوروی و اسطورههای جنگی آن داشت.
بیشتر جوایز نیز به افرادی تعلق گرفت که در همان حلقههای قدیمی قدرت فرهنگی قرار داشتند؛ افرادی که اغلب از خانوادههای چهرههای مشهور دوران شوروی بودند.
جوایزی که به خودیها اهدا شد
در جشنواره کتاب، جایزه اصلی به نیکیتا میخالکوف رسید؛ کارگردان برجسته سینمای شوروی و روسیه که بیشتر به فیلمسازی شهرت دارد تا نویسندگی کتاب.
خانواده میخالکوف از قدیمیترین خاندانهای نزدیک به کرملین به شمار میروند. پدر او، سرگئی، سرود ملی شوروی را در دوران ژوزف استالین نوشت، بعدتر در دوره اصلاحات آن را بازنویسی کرد و بار دیگر در زمان ولادیمیر پوتین نسخه جدیدی را ارائه داد.
اکنون خود نیکیتا با 80 سال سن، از حامیان سرسخت سیاستهای امپریالیستی کرملین و متحد نزدیک پوتین محسوب میشود.
جایزه اصلی سینما نیز به فیلمی با مضمون جنگ جهانی دوم رسید؛ اثری میهنپرستانه که داستان مأموران ضدجاسوسی دوران استالین را روایت میکند که با خرابکاران نازی در پشت خطوط ارتش سرخ مقابله میکنند. این فیلم بر اساس رمانی از دهه ۱۹۷۰ ساخته شده و پیشتر هم دو اقتباس سینمایی داشته است.
وفاداری بیچالش در فرهنگ رسمی
این جشنواره فیلم زیر نظر مستقیم میخالکوف برگزار شد. وزیر فرهنگ روسیه، اولگا لیوبیمووا که از شاگردان نزدیک اوست نیز در مراسم حضور داشت. او نیز از خانوادهای مشهور در عرصه هنر شوروی میآید و روابط خانوادگی نزدیکی با میخالکوفها دارد.
هیچیک از آثار نمایشدادهشده در این جشنوارهها نشانی از انتقاد، حتی بهصورت استعاری، نسبت به وضعیت کنونی روسیه نداشتند. همه آثار کاملاً وفادار و همسو با روایت رسمی حکومت بودند.

نمونههایی از انطباق روشنفکران
لیوبیمووا نمونه روشنی از چگونگی سازگار شدن نخبگان روسیه با واقعیت دوران جنگ است. او کار خود را در اوایل دهه ۲۰۰۰ بهعنوان روزنامهنگار تلویزیونی آغاز کرد، اما از همان ابتدا به شبکه روابط با میخالکوف و کلیسای ارتدوکس روسیه تکیه داشت.
در همان زمان، هنوز امکان داشت افراد بدون توجه جدی به کرملین مسیر حرفهای خود را طی کنند، و او نیز با محافل لیبرال مسکو رفتوآمد داشت.
برخی از دوستانش از خاندانهای برجسته شوروی بودند که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جایگاه اجتماعی خود را از دست داده بودند و حس نوستالژی داشتند. بسیاری از آنان در دهه ۱۹۹۰ از مناطق بحرانزده پساشوروی گزارش تهیه میکردند و به تدریج به این باور رسیدند که آمریکا علیه امپراتوری روسیه توطئهای گسترده دارد.
مخالفت با حکومت یعنی باخت سیاسی
بسیاری از این افراد جاهطلب بودند و میخواستند در تاریخ روسیه نقشی داشته باشند. آنان به این نتیجه رسیدند که در کشوری مانند روسیه، تنها راه این کار، خدمت به قدرت حاکم است؛ یعنی یا در سیستم سیاسی هستید و یا کاملا بیرون قرار دارید، بیرون بودنی که به معنای شکست است.
این منطق حتی پیش از سال ۲۰۲۲ نیز وجود داشت، اما در فضای سرکوب گسترده کنونی به نظر آنان منطقیتر از همیشه آمده است.
بقای سیاسی در شرایط سرکوب
لیوبیمووا زمانی که اعتراضات گسترده سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ علیه بازگشت پوتین به قدرت شکل گرفت، پاسخی صریح داد. او متنی را منتشر کرد و آن را «مانیفست بقا در روسیه خشن» نامید و نوشت: به پشت دراز میکشم، پاهایم را باز میکنم، نفس عمیق میکشم و حتی تلاش میکنم از آن لذت ببرم.
این جمله تند ذهنیت گستردهتری را در میان نخبگان روسیه نشان میداد؛ ترکیبی از جاهطلبی و سازگاری با نظامی که هر روز بستهتر میشود.
پاداش فرمانبرداری!
مسیر حرفهای لیوبیمووا در سالهای بعد، چنین رویکردی را تأیید میکند. او پنج سال پس از انتشار آن نوشته به سمت مشاور وزارت فرهنگ شد و پنج سال بعد، پوتین او را وزیر کشور کرد.
از سال ۲۰۲۲ نیز وزارتخانه او نقش فعالی در تبلیغ جنگ اوکراین و سیاستهای روسیسازی مناطق اشغالی داشته است.

آرزوی باقیمانده؛ پذیرش در غرب
با وجود تمامی این موارد، بسیاری از نخبگان روسی همچنان خواهان پذیرش در غرب هستند. ممنوعیت سفر به اروپا یکی از دردناکترین مجازاتها برای مقامهای روسی بود. بسیاری در آغاز جنگ تصور میکردند که این محدودیت موقتی است و به زودی میتوانند به شهرهایی مانند پاریس و وین سفر کنند.
پس از مرگ پاپ فرانسیس در ۲۰۲۵، تصمیم پوتین برای اعزام لیوبیمووا به رم برای شرکت در مراسم تشییع بهعنوان امتیازی بزرگ تلقی شد. ویدئویی از او در کلیسای سنپیتر که با احترام تابوت پاپ را لمس میکرد با افتخار در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
اما یک ماه بعد زمانی که قرار بود برای مراسم آغاز کار پاپ لئو چهاردهم دوباره به رم برود، سفرش لغو شد؛ چرا که هواپیمای او اجازه ورود به حریم هوایی اروپا را پیدا نکرد.
نخبگانی که خود را تطبیق میدهند
بنابراین، میتوان گفت که مرزهای رفتار قابل قبول در روسیه هر روز محدودتر میشود و نخبگانی که لیوبیمووا نماینده آنهاست، خود را با این وضعیت تطبیق میدهند.
آنها در برابر چیزی که شبیه جنگی دائمی به نظر میرسد، راه انطباق و درونیسازی را برگزیدهاند؛ حتی اگر بهای آن سکوت و وفاداری کامل به سیستم باشد.












