جنگ داخلی در میدان پاستور و بهشت | واگن‌های تهران پشت دیوار چین ماند

  • توسط: noxis_admin
جنگ داخلی در میدان پاستور و بهشت | واگن‌های تهران پشت دیوار چین ماند


به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه سازندگی در گزارشی نوشت:

زیر پوست شهر در عمق تونل‌های تاریک متروی تهران، وضعیت از «بحران» به «انسداد» رسیده است. درحالی‌ که طبق وعده‌های مکرر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، قرار بود از اواخر سال گذشته نخستین رام از قطارهای چینی بر روی ریل‌های پایتخت حرکت کنند، امروز نه‌تنها واگنی به‌چشم نمی‌خورد بلکه ادبیات مدیران شهری از «فتح‌الفتوح قرارداد چین» به «شکوه از خلف‌وعده» تغییر یافته است. مهدی چمران، رئیس شورای‌شهر تهران، که روزگاری مدافع سرسخت این قرارداد بود، اکنون با کلماتی که بوی استیصال می‌دهد از «هراس چین از آمریکا» سخن می‌گوید.

از «بوق و کرنا» تا «سکوت سنگین»؛ وعده‌هایی که روی ریل نرفت

داستان واگن‌های چینی برای مدیریت فعلی شهری با یک سفر پرهزینه و پر سر‌و‌صدا به پکن آغاز شد. علیرضا زاکانی با بازگشت از چین از قراردادی یک میلیارد دلاری سخن گفت که قرار بود ۷۹۱ واگن (و بعدها بیش از هزار واگن با الحاقیه‌ها) را به تهران بیاورد. او مدعی بود که چینی‌ها را متقاعد کرده، زمان تحویل را به نصف کاهش دهند. رسانه‌های همسو این قرارداد را نماد «دیپلماسی موفق شهری» و عبور از تحریم‌ها می‌دانستند.

اما امروز، واقعیت موجود در ایستگاه‌های مترو با آن تصویر آرمانی فرسنگ‌ها فاصله دارد. از ۷ خط فعال مترو که نیازمند حداقل ۳۵۰۰ واگن هستند کمتر از ۱۵۰۰ واگن در حال خدمت‌رسانی هستند که نیمی از آنها نیز در صف اورهال و بازسازی مکرر قرار دارند. وعده زاکانی مبنی بر «دو برابر شدن ظرفیت مترو» حالا به یکی از بزرگ‌ترین چک‌های برگشت‌خورده مدیریت او تبدیل شده است. مدیریت شهری که تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد چین گذاشته بود حالا با سبدی خالی مواجه است.

چین؛ شریک استراتژیک یا تاجر محتاط؟

سخنان اخیر مهدی چمران مبنی بر اینکه «چین نباید از آمریکا بترسد» پرده از یک حقیقت تلخ سیاسی برمی‌دارد: «رابطه استراتژیک» که در تریبون‌های رسمی از آن سخن گفته می‌شد، در میدان تجارت و زیر فشار تحریم‌ها عملاً کارکرد خود را از دست داده است. برای پکن، حفظ بازارهای جهانی و توازن با واشینگتن به‌مراتب باارزش‌تر از تحویل چند صد واگن به شهرداری تهرانی است که درگیر بروکراسی داخلی و تضادهای سیاسی است.

منتقدان بر این باورند که مدیریت شهری تهران با نادیده گرفتن واقعیت‌های «ژئوپلیتیک» و تصور اینکه چین به‌خاطر تهران وارد جنگ تجاری با آمریکا می‌شود، دچار یک خطای محاسباتی استراتژیک شده است. امروز که سخنگوی شهرداری از «تعرفه‌های اقتصادی آمریکا» به‌عنوان دلیل توقف حمل واگن‌ها یاد می‌کند، در واقع به شکست ایده «خنثی‌سازی تحریم‌ها از طریق شرق‌گرایی صرف» اعتراف می‌کند. چینی‌ها ثابت کرده‌اند که در بیزینس، «برادر» کسی نیستند و منافع ملی خود را فدای سوءمدیریت و نیازهای فوری شریک ایرانی نمی‌کنند.

جنگ داخلی در میدان پاستور و بهشت

فراتر از عامل خارجی، آنچه در این میان نباید فراموش شود «جنگ سرد» میان وزارت کشور و شهرداری تهران است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بخشی از تأخیرها نه در چین که در اتاق‌های مدیریتی تهران رخ داده است. دعوا بر سر «تأییدیه فنی» و اینکه چه کسی باید ناظر بر ساخت واگن‌ها باشد (شرکت واگن‌سازی تهران یا سازمان شهرداری‌های وزارت کشور) ماه‌ها وقت طلایی این پروژه را تلف کرد.

این ناهماهنگی سیستمی نشان می‌دهد که حتی اگر چینی‌ها واگن‌ها را روی کشتی بگذارند، ساختار اجرایی در داخل به‌قدری دچار تورم بروکراسی و «تضاد منافع» است که نمی‌تواند یک پروژه ساده حمل‌ونقلی را به سرانجام برساند. جعفر تشکری‌هاشمی، رئیس کمیسیون حمل‌ونقل شورا پیش از این هشدار داده بود که مداخلات بی‌مورد و ناهماهنگی‌ها باعث «فرصت‌سوزی» می‌شود؛ هشداری که امروز با رسیدن به اواخر اسفندماه و خالی بودن سکوهای مترو، رنگ واقعیت به‌خود گرفته است.

شهروندان؛ قربانیان اصلی «دیپلماسی واگن»

در میان پاس‌کاری‌های مدیریتی بین شهرداری، وزارت کشور و طرف چینی، تنها کسی که دیده نمی‌شود «شهروند تهرانی» است. مردمی که هر روز در واگن‌هایی با تهویه خراب، ازدحام کشنده و تأخیرهای طولانی، عمر خود را سپری می‌کنند، دیگر میلی به شنیدن توجیهاتی چون «خلف وعده چین» یا «کارشکنی آمریکا» ندارند.

برای مسافری که در ایستگاه تئاترشهر یا دروازه دولت به دلیل پر بودن قطار باید شاهد عبور چندین رام قطار باشد تا شاید جایی برای ایستادن پیدا کند، اهمیتی ندارد که قرارداد ۷۹۱ دستگاه بوده یا ۱۰۰۰ دستگاه؛ او «نتیجه» می‌خواهد. مدیریت زاکانی با گره زدن تمام سرنوشت حمل‌ونقل پایتخت به یک کشور خارجی عملاً توان داخلی (مانند واگن‌سازی‌های بومی که با کسری بودجه و عدم سفارش قطعی روبه‌رو بودند) را به حاشیه راند و حالا در روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ با یک بحران اعتباری بزرگ روبه‌روست.

بحران واگن‌های مترو، نمادی از سبک مدیریتی است که «شعار» را بر «برنامه» و «ایدئولوژی» را بر «تکنولوژی» مقدم می‌شمارد. اینکه رئیس شورای‌شهر از کشور مقتدری مثل چین تقاضا می‌کند که «ایستادگی کند»، نشان‌دهنده دست پایین ایران در این معامله است.

روزهای پرتردد پایان سال در پیش است و متروی تهران فرسوده‌تر از همیشه، چشم به افق‌های دوری دوخته که قرار بود از آنجا معجزه ببارد. اما حقیقت تلخ این است: چینی‌ها واگن نمی‌دهند، آمریکا تحریم می‌کند، وزارت کشور و شهرداری با هم می‌جنگند و در این مثلث ناکارآمدی، این تهران است که در دود و ترافیک و ازدحام زیرزمینی، آرام‌آرام خفه می‌شود. واگن‌های چینی بیش از آنکه یک پروژه فنی باشند، درس عبرتی شدند برای آنها که گمان می‌کردند با «سفرهای پر‌تعداد» و «وعده‌های پرطمطراق» چرخ‌های توسعه خواهد چرخید.

 

منبع

  • اشتراک گزاری:

مطالب مرتبط

ارسال نظر

شما اولین نفری باشید که در مورد پست مربوطه نظر ارسال میکنید...
شبکه های اجتماعی ما