پیشبینی یک جامعه شناس از آینده «اعتراضات» در دانشگاهها
به گزارش اقتصادنیوز، کمتر از یک ماه بعد از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ماه، دانشگاهها دوباره به صحنه اعتراض بدل شدهاند. در میان شعارهایی که برخی را غافلگیر کرده و برخی را نگران، پرسش اصلی این است: این خشم از کجا میآید و به کجا میرود؟
![]()
احمد بخارایی، جامعهشناس، در گفتوگو با اقتصادنیوز از خشم فروخوردهای میگوید که به باور او پس از دی ۱۴۰۴ به کینه جمعی تبدیل شده و حالا در دانشگاهها بیپردهتر از همیشه بروز یافته است.
گفتگوی اقتصادنیوز با احمد بخارایی، جامعهشناس، را بخوانید.
****
*آقای بخارایی! با توجه به اعتراضات اخیر، میخواهیم بررسی کنیم که آیا مطالباتی که اکنون در دانشگاهها مطرح میشود باید در امتداد جنبشهای دانشجویی گذشته تحلیل شود یا در ادامه مطالبات ۱۸ و ۱۹ دی؟ تحلیل شما از ماهیت اعتراضات دانشجویی که آغاز شده و ادامه دارد چیست؟
ببینید، هیچ واقعهای بدون پشتوانه و تاریخ نیست. شما ببینید اعتراضات دانشجویی مسبوق به سابقه است که شکل خیلی حاد آن در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بود؛ زمانی که روزنامه سلام توقیف شد و قانون جدید مطبوعات وضع شد که تقریباً چهار پنج روز طول کشید. اوجش دانشگاه تهران و کوی دانشگاه بود، دانشگاه تبریز و جاهای دیگر. چند کشته داشت؛ یعنی فقط در کوی دانشگاه گفته شد شش نفر کشته شدند، منهای زخمیها، کسانی که چشمشان آسیب دید، کسانی که دستگیر شدند و بسیار اعتراضات تندی بود که نیروهای شخصی هم حمله کردند و در اصل برای اولین بار بعد از انقلاب اینگونه حرمتشکنی نسبت به دانشگاه و دانشجو صورت گرفت. دانشجوها در اعتراضات ۸۸، بعد از ۸۸ و قبل از ۸۸ بالاخره کم و بیش حضور داشتند.
اعتراض دانشجویی؛ ریشه در تاریخ یا ادامه مستقیم دیماه؟
بنابراین میخواهم بگویم این مطالبهگری دانشجوها امری است مسبوق به سابقه، حتی به قبل از انقلاب هم برمیگردد؛ شما ۱۶ آذر را دارید و وقایعی که در دانشگاهها اتفاق میافتد. این یک موضوع است.
موضوع دوم این است که وقتی شما چهلم ۱۸ و ۱۹ دی را پشت سر میگذارید، یک واقعه بسیار اسفبار و غیرانسانی که متأسفانه معترضین زیادی کشته شدند، وقتی که مصادف میشود با چهلم این جانباختگان، طبیعتاً چه دانشگاه باشد، چه محصلین آموزش و پرورش باشند، چه رسانهها باشند مطالبهگریها شکل جدیدی پیدا میکند، طبیعتاً معطوف به آخرین واقعهای که حادث شده است و آخرین واقعه و رخداد تأسفبار همان ۱۹ دی است که در بیش از ۳۰۰ نقطه در کشور اتفاق افتاد.طبیعی است که دانشگاهها هم جزئی از جامعه و آینه جامعه هستند.
طبیعی است که همان صحنه خشونتباری که در کف خیابانها دیده شد، آن صحنه به دانشگاه منتقل می شود. به ویژه که شما شاهد بودید بسیاری از کسانی که در آن چند روز در دیماه کف خیابانها بودند زیر ۳۰ سال بودند و درصد قابل توجهی زیر ۲۰ سال.
بنابراین میخواهم بگویم این قشر جوان بود که آمد به صحنه و فریاد میزد. فقط مسئله اقتصادی نبود. ممکن است مسائل اقتصادی به عنوان جرقهای به بشکه باروتی که از قبل وجود داشت عمل کرده باشد. وقایعی که اتفاق افتاد، داستان افزایش بیش از حد و بیش از انتظار نرخ دلار، یک جرقه بود، ولی بشکه باروت خشم سیاسی و اجتماعی در جامعه وجود داشت.
با بحران مشروعیت مواجه هستیم
شما ببینید این خشم سیاسی را در انتخابات مجلس و در انتخابات ریاست جمهوری هم داشتیم، وقتی کمتر از ۴۰ درصد در مجلس و کمتر از ۵۰ درصد در ریاست جمهوری ی مشارکت میکنند یعنی با بحران مشروعیت مواجه شدیم، یعنی جامعه دارد پیام میدهد، ولی متأسفانه پیامشان شنیده نشد و همچنان، رئیسجمهور منتخب و نمایندگان بر رویه سابق ادامه مسیر دادند تا ۱۴۰۴ که این بار دیگر خشونتها جمع شد و به آن شکل بروز کرد.
دانشگاهی که وجه روشنفکری دارد…
حالا دانشگاهها جزئی از جامعه هستند، طبیعی است که خروش داشته باشند. این برخوردی که در دانشگاه صورت گرفت و عملاً دانشجو خشم خودش را نشان داد، خشمی که بعد از ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ متأسفانه تبدیل به کینه شده؛ یعنی امروز آن خشم فروخفته گذشته تبدیل به یک کینه جمعی شده و این تأسفبار برای جامعه است. یعنی این اوج گسست اجتماعی است، اوج افول سرمایه اجتماعی است. بنابراین پیشبینی من این است که این روند در دانشگاه شدت میگیرد و بیش از پیش دانشجویان معترض خواهند بود.
* اینکه بعد از همه این اتفاقات در کمتر از یک ماه مجدداً دانشجویان با این حجم اعتراض میکنند، از نگاه شما چه معنایی دارد؟ آیا جامعه از ترس عبور کرده یا مطالبات بیپاسخ مانده و فکر میکند تنها راه، اعتراض است؟
وقتی شما شاهد شکلگیری رقص سوگ در مراسم چهلم این عزیزان هستید، یعنی همین سوگواریها هنجارشکنانه است و انگار از سوگ، فریاد زندگی به گوش میرسد، یعنی میخواهند با رقص و با آهنگهای شاد نشان بدهند که آن جوانشان زنده است.
![]()
در این شرایط دانشگاهها باز شدهاند، جوانان هم خشگمینند و قشری مسبوق به سابقه مطالبهگری، که خودش کف خیابان در ۱۸ و ۱۹ دی حضور داشته و شاهد آن خشونتها بوده است. همه اینها دست به دست هم میدهد و آن خشم تبدیل به کینه میشود. حالا در صحنه دانشگاه این بروز و ظهور بیپردهتر و جدیتر و گستردهتری شکل میگیرد.
متأسفانه جوان ما امیدی به آینده ندارد چون…
متأسفانه این ناامیدی که نسبت به آینده وجود دارد در بین قشر جوان، فضا را در ذهنشان و در کنشهایشان به سمتی سوق میدهد که میگویند بالاتر از سیاهی دیگر رنگی نیست؛ یعنی همانجا که ترس دیگر رنگ میبازد و به حاشیه میرود. متأسفانه جوان ما وقتی امیدی به آینده ندارد، به این مرحله رسیده که میخواهد امروز به هر قیمتی که شده، به قیمت جانش هم که شده به مطالباتش برسد.
دوستانش را دیده، دیگران را دیده که جان دادند و سرمشق دارد الان این فرد و متأسفانه دیگر برایشان خیلی زیاد اهمیت ندارد که دانشگاه با او چه برخوردی میکند و یک جورهایی از جان گذشته هستند.
*برآورد شما از آینده پیشرو چیست؛ چه در زمینه اعتراضات و چه در نوع مواجهه حاکمیت و دولت با مردم؟
مسلم است خشم در جامعه وجود دارد، این خشم فروخورده و فروخفته وجود دارد و متأسفانه بعد از دی ۱۴۰۴ تبدیل به کینه جمعی شده است. ما در آینده نه چندان دور شاهد اوجگیری دوباره اعتراضات خواهیم بود. شاهد فشار نابسامانی اقتصادی که جنبه ریشهای و نهادینه دارد.
شما ببینید نرخ دلار سال ۱۳۹۰ هزار و پانصد تومان بود، سال ۱۴۰۴ صد و شصت و پنج هزار تومان؛ یعنی ۱۱۰ برابر. هیچکجای کره زمین، شما نمیتوانید این هنرنمایی را ببینید که نرخ ارز 110 برابر بشود و مردم ۱۱۰ برابر ضعیف شوند.
میخواهم بگویم این اتفاقات ریشه ساختاری دارد، ریشه تاریخی دارد. اینگونه نیست که وضع اقتصادی ما با چند تا قانون و آییننامه و تصمیم بخواهد اصلاح شود. باز مسائل اقتصادی هم فشار خواهد آورد، با مسائل سیاسی و اجتماعی در هم خواهد شد و ما باز شاهد اعتراضات خواهیم بود.












