روز مذاکره؛ واشنگتن و تهران در آستانه تصمیم سرنوشتساز
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از بلومبرگ، ایالات متحده و ایران با شتاب به سوی درگیریای پیش میروند که ظاهراً هیچیک خواهان آن نیستند، اما هر دو به نظر میرسد قادر به اجتناب از آن نیستند. این رقبای دیرینه باید مکث کنند و با دقت بیندیشند که منافع واقعیشان در کجا قرار دارد.
پس از هفتهها تدارک، اکنون دو گروه ناو هواپیمابر آمریکا و اسکادرانهایی از جنگندهها و بمبافکنهای پیشرفته آماده اجرای حملات گسترده هوایی و موشکی علیه جمهوری اسلامی هستند. در ظاهر، دو طرف در حال مذاکره برای دستیابی به توافقی جهت پاسخگویی به مطالبات آمریکا هستند که احتمالاً در گفتوگوهای اخیر در ژنو منتقل شده است. اما چنین استقرار نظامی گستردهای شتاب و منطق خاص خود را دارد. رئیسجمهور پیشتر هشدار داده است ممکن است در جریان مذاکرات، برای نشان دادن جدیت خود، دستور حملهای محدود و هدفمند صادر کند. اگر ایران وقتکشی کند یا از پذیرش خطوط قرمز آمریکا خودداری ورزد ـ همانگونه که محتمل به نظر میرسد ـ او با فشار عظیمی برای اجرای حملهای گستردهتر به منظور حفظ اعتبار آمریکا روبهرو خواهد شد.
محدودیتهای دیپلماسی زور و پیامدهای حمله
با این حال، کاخ سفید ممکن است به مرزهای دیپلماسی قایقهای توپدار خود رسیده باشد. در این مرحله، یک حمله اولیه محدود بیش از آنکه رژیم را به مصالحه وادارد، احتمالاً آن را متقاعد خواهد کرد که برای بازگرداندن بازدارندگی، باید بهشدت پاسخ دهد. یک کارزار گستردهتر میتواند آنچه از تأسیسات هستهای ایران و زیرساختهای ساخت و پرتاب موشکهای بالستیک باقی مانده را تضعیف کند و حتی شاید چهرههای ارشد رژیم را از میان بردارد. اما شواهد اندکی وجود دارد که حملات هوایی بهتنهایی بتواند دولت را سرنگون کند یا آنچه پس از آن میآید بهتر باشد. تلافی ایران ناگزیر هزینههایی بر نیروهای آمریکا و متحدانش در منطقه، بهویژه اسرائیل، تحمیل خواهد کرد؛ و با گذشت زمان، رژیمی حتی بدبینتر و تهاجمیتر زرادخانه خود را بازسازی خواهد کرد.
دولت آمریکا برای پیگیری دیپلماسی شایسته تقدیر است. اما مطالبات آن باید روشن و واقعبینانه باشد ـ و ناگفته نماند پیش از اعزام نیروهای آمریکایی به میدان نبرد، با کنگره و افکار عمومی آمریکا در میان گذاشته شود. اگر، همانگونه که اظهارات رئیسجمهور نشان میدهد، اولویت محدود کردن مسیرهای ایران به سوی سلاح هستهای است، چند شرط حیاتی خواهد بود: نبود سانتریفیوژهای پیشرفته در خاک ایران، دسترسی نامحدود بازرسان بینالمللی، و ارائه گزارش کامل و امحای حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا که گمان میرود سال گذشته در پی حملات آمریکا و اسرائیل دفن شده باشد.
شروط هستهای، تحریمها و بنبست مذاکرات
اگر ایران همچنان اصرار داشته باشد که موشکهای بالستیک و حمایت از گروههای نیابتی مانند حزبالله و حوثیها تنها با همسایگان عربش قابل بحث است، باید به آن یادآوری شود که تحریمهای غیرهستهای تا زمان رفع این نگرانیها لغو نخواهد شد. اگر رژیم امیدی به احیای اقتصادی رو به افول خود دارد ـ اقتصادی که جرقه اعتراضات گسترده در حوالی سال نو را زد ـ باید انعطافپذیری بیشتری نشان دهد.
چه از سر غرور، چه تعصب ایدئولوژیک یا غریزه چانهزنی برای کسب کوچکترین امتیاز، رهبران ایران وسوسه خواهند شد که وقتکشی کنند ـ مذاکرات را طولانی سازند، با وعدههای پرزرقوبرق آمریکا را سرگرم کنند و در جزئیات بسیار فنی همتایان آمریکایی خود را دچار لغزش کنند. آنان همچنین تمایلی به ارائه امتیازهای اساسی نخواهند داشت، زیرا بیم دارند این دولت یا دولتهای آینده بار دیگر تحریمها را بازگردانند.
هزینههای تکرار یک الگوی پرخطر
با این حال، باید هزینههای تکرار این الگوی آشنا را در نظر بگیرند. اگرچه ایران میتواند به آمریکا و اسرائیل آسیب وارد کند، اما در صورت تشدید خصومتها، بیشترین هزینه را خود خواهد پرداخت. در بهترین حالت، کشوری بهشدت تضعیفشده و منزویتر از پیش باقی خواهد ماند و در برابر حملات آینده آسیبپذیرتر خواهد شد. اگر رژیم بقا یابد، مقامها ناچار خواهند بود به مردمی خشمگین توضیح دهند چرا بهجای سرمایهگذاری در حدود ۹۰ میلیون شهروند خود، برای حق صرف میلیاردها دلار در برنامه غنیسازی داخلی که هیچ برق هستهای تولید نمیکند و برای گروههای نیابتی عرب که بهراحتی توسط اسرائیل سرکوب شدند، جنگیدند.
پیش از آنکه ماه گذشته بهطور آشکار هزاران معترض را به قتل برسانند، رهبران ایران بارها و بارها فرصت بهبود زندگی مردم خود را رد کرده بودند. اگر بار دیگر چنین کنند، پیامدهای آن تنها بر عهده خودشان خواهد بود.












