مهمترین خواسته ایران در مذاکره با آمریکا از نگاه یک دیپلمات پیشین
به گزارش اقتصادنیوز، محمدحسین عادلی، رئیس کل پیشین بانک مرکزی و سفیر پیشین ایران در کانادا و بریتانیا در بخشی از گفتوگو با اقتصادنیوز، در پاسخ به این پرسش «ایران چه پتانسیلهای اقتصادی دارد که میتواند در مذاکرات به عنوان برگ برنده رو کند؟» اظهار کرد: بخش اقتصاد از مهمترین مؤلفهها و منافع کشورها در روابط بینالملل بهشمار میآید. اگر ایران و آمریکا بتوانند از توافق با یکدیگر منافع اقتصادی به دست آورند، مسلماً هم انگیزه آنها برای توافق بیشتر میشود و هم توافق مستحکمتر خواهد شد.
![]()
او ادامه داد: شاید مهمترین خواسته ایران در این مذاکرات، رفع تحریمها باشد. در مقابل، ایران میتواند از محل ظرفیتهای گسترده اقتصادی خود در بخشهای گوناگون، امتیازات اقتصادی ارائه کند. نکته مهم در این خصوص آن است که وقتی دو کشور بر سر یکی از جنجالیترین مسائل میان خود به توافق میرسند، این میتواند به معنای آن باشد که طرفین تصمیم گرفتهاند روابط خود را از حالت تخاصم خارج کرده و به سمت نوعی همکاری سوق دهند.
این دیپلمات پیشین همچنین گفت: در شرایط کنونی میان دو کشور، بهترین حوزهای که میتواند زمینه همکاری را فراهم کند، بخش اقتصادی است؛ زیرا از یک سو ایران خواهان رفع تحریمهاست و از سوی دیگر، آمریکا در شرایط اقتصادی فعلی خود و با توجه به رقابتهای بینالمللی، میتواند از ظرفیتهای بزرگ اقتصادی ایران بهرهمند شود. این روند میتواند به رونق اقتصادی ایران نیز بینجامد و در مجموع، امری برد-برد محسوب میشود. ایران در حال حاضر از تولید ناخالص داخلی کمتری نسبت به ظرفیتهای خود برخوردار است. این کشور بهسادگی میتواند به ظرفیت بالای ۲۰۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دست یابد.
او افزود: بخشهای نفت، گاز، معدن و پتروشیمی ایران ـ بهویژه هزینه تولید نفت و گاز که نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر پایینتر است ـ میتواند برای سرمایهگذاران جذاب باشد. افزون بر منابع زیرزمینی، ظرفیتهای تولیدی ایران نیز در سطح اول منطقه قرار دارد. همچنین ظرفیت کارآفرینی در ایران بسیار بالاست و در منطقه جایگاه شاخصی دارد. بنابراین، اگر این ظرفیتها مورد توجه آمریکا قرار گیرد، میتواند هم به پیشرفت و توسعه اقتصادی ایران کمک کند و هم منافع شرکتهای مشارکتکننده را تأمین کند.
ریسکهای زیادی پیرامون مذاکره ایران و آمریکا وجود دارد
او همچنین در پاسخ به این پرسش «در صورت تأخیر یا شکست مذاکرات، اثرات کوتاهمدت و بلندمدت بر اقتصاد ایران چه خواهد بود و چه سیاستهایی میتواند ریسکهای اقتصادی را کاهش دهد؟» گفت: علیرغم خوشبینیهایی که در بالا به آن اشاره شد، ریسکهای زیادی پیرامون این مذاکره وجود دارد. نخستین و مهمترین ریسک آن است که سیاست آمریکا در منطقه بر اساس منافع و خواست اسرائیل تعیین شود و نه لزوماً بر اساس منافع خود آمریکا. برخی بر این باورند که لابی قدرتمند حامی اسرائیل در آمریکا، نه صرفاً یک لابی مذهبی، بلکه شبکهای از قدرتمندان اقتصادی با گرایشهای صهیونیستی است که در پوشش حمایت از یهودیان و کشور اسرائیل عمل میکند و برای بقای خود در منطقه خاورمیانه، خواهان تضعیف یا تجزیه ایران است.
عادلی ادامه داد: از این منظر، این لابی به سرکردگی نخستوزیر تندروی فعلی اسرائیل، هرگونه مذاکره و توافق میان ایران و آمریکا را یک باخت استراتژیک برای خود تلقی میکند و با آن به هر روش ممکن و با تمام توان مقابله میکند. گفته میشود این جریان بر بسیاری از سیاستمداران آمریکا تأثیر گذاشته و آنها را بهگونهای همسو کرده است که مواضعی مشابه نخستوزیر اسرائیل اتخاذ میکنند. در این چارچوب، باید علیرغم همسوییهایی که میان ترامپ و نتانیاهو وجود داشته و دارد، میان دوگانه «نتانیاهو و اسرائیل» از یک سو و «ترامپ و آمریکا» از سوی دیگر تفکیک قائل شد و بر این تمایز کار کرد.












