تمرکز ۵۰ درصدی توان هوایی آمریکا مقابل ایران/آیا زور دیپلماسی به جنگ می‌چربد؟

  • توسط: noxis_admin
تمرکز ۵۰ درصدی توان هوایی آمریکا مقابل ایران/آیا زور دیپلماسی به جنگ می‌چربد؟


به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نخستین بار در ماه ژانویه، همزمان با بروز اعتراضات در ایران با وعده اینکه «کمک در راه است»، تهران را به اقدام نظامی جدید تهدید کرد. با این حال، در آن مقطع زمانی و با توجه به تمرکز ارتش ایالات متحده بر موضوع ونزوئلا و همچنین توصیه متحدان منطقه‌ای آمریکا مبنی این که واشنگتن دارایی‌های نظامی کافی در خاورمیانه برای ایجاد بازدارندگی در برابر حملات متقابل ایران را در اختیار ندارد، او موقتاً از اقدام نظامی عقب‌نشینی کرد.

اما اکنون شرایط تغییر کرده است. ایالات متحده دو ناوگروه هواپیمابر تهاجمی را به منطقه اعزام کرده است که هر کدام توسط سه ناوشکن، حدود شش شناور سطحی دیگر و به احتمال قریب به یقین زیردریایی‌های هسته‌ای با موقعیت‌های نامشخص، پشتیبانی می‌شوند. همچنین ده‌ها فروند هواپیما از جمله جنگنده‌های اف-۲۲، اف-۱۶ و هواپیماهای شناسایی در سراسر خاورمیانه مستقر شده‌اند که این سطح از استقرار، بزرگترین تمرکز قدرت هوایی واشنگتن در منطقه از زمان آماده‌سازی برای تهاجم نظامی به عراق در سال ۲۰۰۳ به شمار می‌رود.

افزون بر این، ارتش آمریکا در تلاش است تا سامانه‌های پدافند هوایی خود را که در جریان «جنگ ۱۲ روزه» در ماه ژوئن بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران تخلیه و تضعیف شده بودند، مجدداً تجهیز و تقویت کند.

تقابل نظامی گسترده به مدت چندین هفته تدارک دیده شده است.

رابرت ای. پاپه، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو در پستی در شبکه اجتماعی ایکس در این باره نوشت: «این حجم از تجهیزات، معادل ۴۰ تا ۵۰ درصد از کل توان هوایی قابل استقرار ایالات متحده در سطح جهان برآورد می‌شود. برای درک مقیاس این آرایش نظامی، می‌توان آن را با حجم قدرت هوایی به کار گرفته شده در جنگ‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ عراق مقایسه کرد؛ روندی که همچنان در حال گسترش و تقویت است. در تاریخ نظامی ایالات متحده بی‌سابقه است که واشنگتن این حجم عظیم از نیرو و تجهیزات را در برابر یک دشمن بالقوه مستقر کرده باشد، اما در نهایت دست به اقدام و حملات نظامی نزند.»

همزمان مقام‌های کاخ سفید هم به رسانه‌ها گفته‌اند جنگ قریب‌الوقوع است. اکسیوس روز ۱۸ فوریه در گزارشی مدعی شد که یک مقام کاخ سفید اعلام کرده «دولت ترامپ بیش از آنچه بیشتر آمریکایی‌ها تصور می‌کنند، به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه نزدیک شده است.» این نشریه همچنین ادعا کرد «عملیات نظامی ایالات متحده در ایران احتمالاً یک کارزار گسترده و چند هفته‌ای خواهد بود که بیشتر به یک جنگ تمام‌عیار شباهت دارد تا عملیات دقیق و نقطه‌زن شبیه آنچه ماه گذشته در ونزوئلا اتفاق افتاد.»

اینجا هنوز انتهای مسیر دیپلماسی نیست

مسیر دیپلماسی هنوز به طور رسمی به پایان نرسیده است. در هفته‌ای که گذشت، شهر ژنو در سوئیس میزبان دور دوم گفت‌وگوها میان هیئت مذاکره‌کننده ایرانی به رهبری سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و نمایندگان دولت ترامپ، شامل استیو ویتکاف، فرستاده ویژه و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور آمریکا بود. این رایزنی‌ها با امید دستیابی به توافقی برگزار شد که بتواند از یک سو نگرانی‌های واشنگتن در قبال برنامه هسته‌ای ایران (و سایر مسائل منطقه‌ای) را برطرف سازد و از سوی دیگر، مسیر را برای کاهش و رفع تحریم‌های تهران هموار کند.

در پایان این دور از گفت‌وگوها، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران از توافق بر سر «اصول راهنما» خبر داد و مقام‌های آمریکایی نیز با تأکید بر «پیشرفت بر مذاکرات» از «باقی ماندن شکاف‌های بزرگ میان مواضع طرفین» خبر دادند.

ایران قرار است طرحی را در خصوص برنامه هسته‌ای خود به ایالات متحده ارائه دهد و هنوز این شانس وجود دارد که آمریکایی‌ها با توجه به هزینه‌های بالای شروع یک جنگ، مسیر دیپلماسی را ترجیح دهند. جزئیات این طرح در نوع تصمیم‌گیری آمریکا در روزها و هفته‌های آینده می‌تواند بسیار موثر باشد.

روایت‌های تیم مذاکره‌کننده ایران و مقام‌های آگاه آمریکایی نیز تأیید می‌کنند که مسیر دیپلماسی هنوز کامل بسته نشده و خط قرمزهای طرفین بن‌بستی ایجاد نکرده است. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران ابتدای هفته جاری در گفت‌وگو با برنامه « Morning Joe» اعلام کرد که تیم آمریکایی در مذاکرات خواهان «غنی‌سازی صفر» نشده است. در طرف مقابل نیز هر چند موضع اعلامی طرف آمریکایی این است که عدم غنی‌سازی در خاک ایران یک خط قرمز جدی برای رئیس جمهور ایالات متحده به حساب می‌آید، اما گزارش‌هایی وجود دارد که واشنگتن ممکن است سطحی از غنی‌سازی در خاک ایران را بپذیرد.

یک مقام آمریکایی روز ۲۰ فوریه در این باره به اکسیوس گفت: «دولت ترامپ آمادگی دارد تا پیشنهادی را مورد بررسی قرار دهد که بر مبنای آن، به ایران اجازه غنی‌سازیِ هسته‌ای در سطحی نمادین داده می‌شود؛ مشروط بر آنکه این روند، تمامی مسیرهای ممکن برای دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای را به طور کامل مسدود کند.»

دو گروه موثر که با جنگ مخالفند

مولفه موثر دیگری که باعث می‌شود همچنان شانسی برای دیپلماسی وجود داشته باشد و جنگ تنها گزینه روی میز نباشد، گروه‌هایی هستند برای جلوگیری از وقوع جنگ تلاش می‌کنند.

تا گذشته‌ای نه چندان دور، بسیاری از کشورهای منطقه ایران را یک تهدید می‌دیدند و از همین رو دیپلماسی با ایران و گفت‌وگو برای دستیابی به توافق‌هایی نظیر برنامه جامع اقدام مشترک را اشتباه می‌دانستند. اما اکنون، این کشورها می‌کوشند تا مانع حمله نظامی ایالات متحده به ایران شوند.

اندیشکده چتم‌هاوس در تحلیلی پیرامون این موضوع نوشته است: «کشورهای منطقه به صراحت با هرگونه حمله نظامی ایالات متحده به ایران به عنوان راهکاری برای حل‌وفصل مناقشات موجود، مخالفت می‌کنند.» به نوشته این اندیشکده «با توجه به هزینه‌های گزاف و خطرات ویرانگرِ مرتبط با گزینه‌های تقابل‌جویانه، بازیگران منطقه‌ای به شکلی فزاینده به اتخاذ یک رویکرد سیاست‌محور در قبال تهران روی آورده‌اند. این تغییر استراتژی بدان معناست که کشورهای خاورمیانه، به جای پیگیری اهداف پرخطری نظیر تغییر حکومت یا مهار فراگیر، ترجیح می‌دهند منحصراً در برابر سیاست‌ها و رفتارهای خاص ایران ایستادگی کرده و آن‌ها را مهار کنند.»

دومین گروه موثر، مخالفان جنگ در درون دولت ترامپ هستند. شبکه خبری سی‌بی‌اس در گزارشی، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده را به عنوان یکی از وزنه‌های اصلی و چهره‌های شاخص مخالف جنگ در حلقه درونی دولت معرفی کرده است. به گزارش این شبکه، ونس در جلسات خصوصی و غیرعلنی کاخ سفید در روند تصمیم‌گیری‌ها مداخله کرده و صراحتاً موضع خود را مبنی بر اینکه ترجیح و اولویت راهبردی او، پرهیز از آغاز هرگونه کمپین نظامی و حمله مستقیم علیه ایران است، ابراز داشته است.

لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه از ایالات کارولینای جنوبی نیز که همواره به عنوان یکی از طرفداران سرسخت اقدام نظامی علیه تهران شناخته می‌شود، به صراحت اذعان کرده است که «شماری از چهره‌های نزدیک و مشاوران پیرامون دونالد ترامپ، به او توصیه می‌کنند که از صدور فرمان بمباران و حمله نظامی به ایران خودداری کند.»

این گزارش‌ها و اظهارنظرها نشان می‌دهد که برخلاف لفاظی‌های تهاجمی برخی مقامات، در هسته مرکزی دولت آمریکا همچنان تمایلاتی جدی برای کنترل تنش و دوری از یک درگیری تمام‌عیار وجود دارد.

بن‌بست واقعی اینجاست!

آنچه واقعا می‌تواند به یک بن‌بست دیپلماتیک و به تبع آن جنگی با عواقب نامعلوم منجر شود، فهم نادرست طرفین از یکدیگر و محاسبات اشتباه است.

استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دولت آمریکا، در گفت‌وگویی با شبکه خبری فاکس‌نیوز فاش کرد که دونالد ترامپ از عدم عقب‌نشینی تهران در برابر آرایش نظامی بی‌سابقه واشنگتن شگفت‌زده شده است. به گفته ویتکاف، رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که چرا علی‌رغم استقرار گسترده و چشمگیر ناوگان و قدرت دریایی ایالات متحده در منطقه، ایران همچنان از خود مقاومت نشان داده و «تسلیم» نمی‌شود.

ویتکاف در تشریح فضای ذهنی رئیس‌جمهور آمریکا در این مصاحبه گفت: «رئیس‌جمهور همین امروز صبح این موضوع را از من جویا شد. من نمی‌خواهم از واژه کلافه استفاده کنم، چرا که او به خوبی می‌داند گزینه‌های جایگزین متعددی روی میز دارد؛ با این وجود، او عمیقاً کنجکاو است بداند که چرا ایرانی‌ها، باز هم نمی‌خواهم از کلمه تسلیم استفاده کنم، اما چرا تا کنون تسلیم نشده‌اند.»

این اظهارنظر و تفکر در مقام‌های آمریکایی که به جای یک توافق دیپلماتیک به دنبال «تسلیم» هستند، نشانه‌ای جدی از عدم شناخت صحیح طرف آمریکایی از نحوه محاسبه‌گری و تفکر طرف ایرانی است.

گرگوری برو، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در گروه اوراسیا در پستی در شبکه اجتماعی ایکس در این باره می‌نویسد: «تهران خواهان جنگ نیست. اما شواهد نشان می‌دهد ساختار تصمیم‌گیر در ایران به این جمع‌بندی راهبردی دست یافته که رویارویی نظامی احتمالاً اجتناب‌ناپذیر است و در مقایسه با تن دادن به تسلیم، خطرات کمتری به همراه دارد. ارزیابی و محاسبات مقامات ایران بر این فرض استوار است که آن‌ها از توان تاب‌آوری و بقا در یک تقابل نظامی کوتاه‌مدت با ایالات متحده برخوردارند؛ برآوردی کلیدی که بدون شک، قطب‌نمای استراتژی دفاعی و سیاسی آن‌ها را در این برهه حساس تنظیم خواهد کرد.»

او تأکید کرده است، ایالات متحده در شرایطی فشار بی‌سابقه و همه‌جانبه‌ای را بر ایران اعمال می‌کند که به نظر می‌رسد حتی در هسته مرکزی تصمیم‌گیری واشنگتن نیز، تصویر روشن و مشخصی از مختصات یک «توافق قابل‌قبول» وجود ندارد.

تلاش‌های زیادی هم برای به بن‌بست رساندن مذاکرات و آغاز جنگ وجود دارد. وبسایت آمریکایی The Nation در این باره نوشت: «شبکه‌ای که می‌توان از آن به عنوان صنعت جنگ با ایران یاد کرد، تمام توان و ابزارهای خود را به کار گرفته است تا اطمینان حاصل کند پنجره فرصت دیرینه‌اش برای به راه‌انداختن یک جنگ دیگر برای تغییر حکومت» بسته نخواهد شد.

به نوشته این وبسایت، «این اکوسیستم درهم‌تنیده و گسترده که بر طبل جنگ می‌کوبد، طیف متنوعی از بازیگران را در بر می‌گیرد؛ از رهبران خارجی همچون بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که هفته گذشته همزمان با بروز نشانه‌هایی از پیشرفت در مذاکرات واشنگتن و تهران، سراسیمه به آمریکا سفر کرد تا در این روند اخلال ایجاد کند، تا شبکه‌های قدرتمند نفوذ در داخل ایالات متحده. این شبکه همچنین از قدرت لابی‌گری گروه‌هایی نظیر ایپک و بازوهای سیاسی وابسته به آن‌ها که با استفاده از پول‌های کثیف عملیات سیاسی انجام می‌دهند، نظیر گروه اکثریت دموکراتیک برای اسرائیل و پروژه دموکراسی متحد، بهره می‌برد. افزون بر این، اندیشکده‌هایی چون مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها اضلاع دیگر این ماشین جنگی را تشکیل می‌دهند؛ مؤسساتی که به طور معمول، فهرست کارشناسان مدعو برای ارائه شهادت در جلسات استماع کنگره پیرامون ایران را در انحصار و تسلط خود دارند.»

به طور کلی، انتظار برای تسلیم سریع ایران و تلاش‌های گروه‌های مختلف لابی‌گر طرفدار اسرائیل در کنار طرح مواضعی نظیر «ضرورت اعمال محدودیت بر برنامه موشکی ایران» که تهران آن را خطر خلع سلاح در برابر یک تهدید موجودیتی می‌بیند، می‌تواند یک بن‌بست واقعی منتهی به جنگ ایجاد کند.

 

منبع

  • اشتراک گزاری:

مطالب مرتبط

ارسال نظر

شما اولین نفری باشید که در مورد پست مربوطه نظر ارسال میکنید...
شبکه های اجتماعی ما