دوگانه تهدید و دلجویی در روابط آمریکا و اروپا | اتحاد فراآتلانتیک در آستانه فروپاشی
به گزارش اقتصادنیوز، کنفرانس امنیتی مونیخ امسال درحالی برگزار شد که رهبران اروپایی و آمریکایی تمام تلاش خود را کردند تا با تاکید برهمکاری متقابل، نمای بیرونی روابط فراآتلانتیک را با رنگی تازه ترمیم کنند. با اینوجود، شکاف در روابط همچنان آشکار است.
از لحن تهاجمی تا حفظ ظاهر
پاول مکلیری و لورا کایالی در پولیتیکو نوشتند: نمایش مقامات آمریکایی در نشست امسال نسبت به سال گذشته حالت تهاجمی کمتری داشت. سال گذشته جیدیونس معاون دونالد ترامپ، با حملهای تند به رهبران اروپایی آنها را مورد انتقاد قرار داد.
با این حال، این گردهمایی سالانه نشان داد که اگرچه اتحاد ظاهری میان متحدان قدیمی همچنان کارکرد دارد، اما نظمی که دههها دو سوی اقیانوس اطلس را به هم پیوند داده بود، در عمل فروپاشیده است.
اکنون دیگر هیچ اجماعی درباره مسیر آینده این رابطه وجود ندارد؛ بهویژه در شرایطی که دولت دونالد ترامپ، بهطور مستمر شوکهای سیاسی بزرگی را به اروپا وارد میکند.
افول اروپا در فهرست اولویتهای واشنگتن
دلایل تیرگی روابط متعدد است. ترامپ خواستار الحاق گرینلند شده و همزمان تعرفههایی بر متحدان اروپایی اعمال کرده است. اروپا در اولویتهای راهبردی واشنگتن به رتبه سوم پس از نیمکره غربی و چین تنزل یافته است. کمکهای جدید آمریکا به اوکراین تقریبا به صفر رسیده و اروپا نیز بهطور مداوم هدف انتقادهای واشنگتن درباره آزادی بیان و مقررات دیجیتال قرار گرفته است.
در این میان کشورهای اروپایی در داخل با رشد فزاینده احزاب راست افراطی، که مورد حمایت جریان «مگا» هستند مواجه هستند. از سویی بهصورت همزمان با روسیه زخمی اما خطرناک در مرزهای خود روبهرو هستند.
ترامپ این روزها بهشدت به بازگرداندن دوباره روسیه به نظم جهانی اصرار دارد. نخستوزیر لتونی، کشوری در خط مقدم تهدید روسیه قرار دارد به صراحت گفت: فکر نمیکنم بتوانیم مانند گذشته به کار با آمریکا ادامه دهیم.
یکی از مدیران ارشد اروپایی نیز اظهار کرد که بازسازی اعتماد از دسترفته در رابطه میان اروپا و آمریکا ممکن است به اندازه یک نسل زمان ببرد.
آنچه باقی مانده پیوندهای تاریخی است
با وجود این تنشها، مقامات ارشد آمریکایی در نشست امنیتی کنفرانس مونیخ تلاش کردند تا با لحنی ملایمتر، بر ادامه حضور آمریکا در ناتو تأکید کنند.
وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو گفت: آمریکا و اروپا به هم تعلق دارند. این سخنان با استقبال حاضران مواجه شد.
اما او این نزدیکی را نه بر پایه ارزشهای مشترک دموکراسی و حاکمیت قانون، بلکه بر اساس پیوندهای تاریخی، فرهنگی و تمدنی توصیف کرده است؛ چارچوبی که بیشتر با گفتمان حامیان شعار «اول آمریکا» همخوانی داشت.
رهبران اروپایی در ظاهر واکنشی مودبانه نشان دادند؛ چرا که هیچیک تمایلی به قطع پیوندهای باقیمانده با کشوری که همچنان ستون اصلی امنیت قاره محسوب میشود، ندارد.

دوگانه تهدید و دلجویی
برخی مقامات در حاشیه نشست مونیخ، وضعیت کنونی را به یک رابطه آزارگرانه تشبیه کردند؛ رابطهای که در آن رفتار طرف قدرتمند، همزمان میان تهدید و دلجویی در نوسان است.
یکی از سناتورهای آمریکایی نیز این یک سال را برای سیاستگذاران اروپایی ترن هوایی احساسات توصیف کرد و گفت که اروپا تنها از آمریکا رفتار بهتری را انتظار دارد.
در مقابل، برخی رهبران اروپایی همچنان تلاش کردند تا بر استمرار اتحاد تأکید کنند. رئیس کمیسیون اروپا سخنان وزیر امور خارجه آمریکا را بسیار دلگرمکننده خواند. نخستوزیر بریتانیا نیز روابط دفاعی و اطلاعاتی با واشنگتن را بسیار قوی توصیف کرد.
دبیرکل ناتو حتی ادعا کرد که این اتحاد از زمان پایان سقوط دیوار برلین تاکنون، در قویترین وضعیت خود قرار دارد.
حرکت تدریجی به سوی خوداتکایی دفاعی
با وجود این اظهارات، رهبران اروپایی بهطور فزایندهای به دنبال تقویت توان دفاعی مستقل خود هستند. صدراعظم آلمان اعلام کرد که نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد گذشته دیگر وجود ندارد.
رئیسجمهور فرانسه نیز تأکید کرد که اروپا باید به یک قدرت ژئوپلیتیک تبدیل شود و توان دفاعی و فناوری خود را بهسرعت تقویت کند.
در همین راستا، برخی کشورها حتی بحثهای حساسی را درباره نقش احتمالی زرادخانه هستهای فرانسه در امنیت قاره اروپا آغاز کردهاند؛ گامی که نشاندهنده نگرانی آنها نسبت به قابل اعتماد بودن چتر هستهای آمریکا است.
همچنین رئیسجمهور لهستان نیز ایده توسعه سلاح هستهای ملی را مطرح کرده و آن را راهی برای مقابله با روسیه دانسته است. حتی رهبران نزدیک به واشنگتن نیز بیش از گذشته بر امنیت اروپایی مستقل تأکید میکنند.
شعار اول آمریکا در راس سیاستها است
رهبران اروپایی اکنون اذعان دارند که سیاست خارجی آمریکا به وضوح تغییر کرده است. برخی این رویکرد جدید را ترکیبی از شعار «اول آمریکا» و گفتمان ملیگرایانه میدانند.
این تحول باعث شده حتی نزدیکترین شرکای واشنگتن نیز نسبت به آینده روابط دچار تردید شوند.
بحران گرینلند نقطه عطف بیاعتمادی است
در میان تمامی اختلافات، درخواستهای مکرر ترامپ برای الحاق گرینلند، که جزو قلمرو دانمارک بهشمار میآید، عمیقترین شکاف را ایجاد کرده است.
اگرچه برخی مقامات آمریکایی تلاش کردند تا این موضوع را کماهمیت جلوه دهند، مسئله برای اروپا همچنان جدی است.
فشار آمریکا غیرقابل قبول است
در واکنش به این تحولات، کشورهای اروپایی هزینههای دفاعی خود را به سطحی بیسابقه پس از جنگ سرد، افزایش دادهاند. تفاوت مهم در این است که اکنون بخش بزرگی از این هزینهها درجهت تقویت صنایع دفاعی داخلی اروپا، و به منظور کاهش وابستگی به آمریکا صرف میشود. همچنین پیشنهادهایی نیز برای ایجاد نیروهای واکنش سریع اروپایی و تقویت پیمان دفاعی اتحادیه اروپا مطرح شده است.
نخستوزیر دانمارک فشار آمریکا را غیرقابل قبول توصیف کرده و هشدار داده که حمله یک عضو ناتو به عضو دیگر به معنای پایان این اتحاد خواهد بود.
پایان نظم قدیم فراآتلانتیک
با وجود لحن نرمتر برخی مقامات آمریکایی، در اروپا هیچ اجماعی درباره آینده روابط با واشنگتن وجود ندارد. بسیاری معتقدند حتی در صورت تغییر دولت در آمریکا، این اتحاد هرگز به شکل گذشته بازنخواهد گشت.
تنها واقعیتی که اکنون مورد توافق همگان است، این است که اتحاد پیشین آمریکا و اروپا که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و دههها شناخته میشد، دیگر وجود ندارد.
اروپا امروز در دورانی قرار دارد که باید با نوسانات بیشتری در روابط فراآتلانتیک کنار بیاید، دورهای که در آن اعتماد گذشته جای خود را به احتیاط، خوداتکایی و محاسبات سخت ژئوپلیتیک داده است.












