فرصتها و تهدیدهای همکاری انرژی ایران و روسیه/ مسکو شریک مطمئنی برای تهران است؟
اقتصادآنلاین، همایون قاسمی: شاید مهمترین حلقه مفقوده امروز سیاست ایران، نبود یک کلان استراتژی است. دولتها در روابط خارجی خود، دوست و دشمن دائمی ندارند و این منافع ملی هر کشوری است که سطح و شیوه روابط آن را با سایر دولتها تعیین میکند. اما تعریف منافع ملی، تعیین اولویتها و بسیج تمامی ارکان قدرت یک کشور برای دستیابی به این مهم جهت حفظ تداوم و بقای یک کشور، تنها با داشتن یک کلان استراتژی و تعریف منافع ملی ذیل آن تحقق پیدا میکند.
در نبود این عنصر مهم، به سبب نداشتن چشمانداز بلندمدت، سیاستگذاری صرفاَ به صورت واکنشی و منفعل صورت میپذیرد و سیاستهای متناقض داخلی و خارجی، موجب از دست رفتن فرصتها و تبدیل آن به تهدید میشود. این یادداشت در تلاش است تا به فرصتها و تهدیدهای گسترش روابط با روسیه در حوزه انرژی پرداخته شود، روسیهای که خود به صورت بالقوه یکی از مهمترین رقبای ایران در حوزه انرژی محسوب شده و یکی از آخرین کارتهای بازی ایران، برای جذب سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز به شمار میرود.
چالشها و مزیتهای تهران و مسکو در حوزه انرژی
تهران و مسکو در زمینه اقتصادی، ضعفها و نقاط قوت مشابهی دارند. صادرات انرژی در هر دو کشور، ستون فقرات اقتصاد را تشکیل داده و این دو در این حوزه رقیب مستقیم یکدیگر تلقی میشوند. اگر تا دیروز، مسکو رقابت با ایران را در زمینه حفظ مونوپولی خود در صادرات انرژی به اروپا میدید و از حضور ایران به عنوان کنشگر رقیب در بازار اروپا به صورت مستقیم و غیرمستقیم جلوگیری میکرد، امروز و بعد از جنگ اوکراین، یافتن و حفظ بازارهای جایگزین در حوزه انرژی، رقابت مسکو و تهران را وارد مرحله جدیدی کرده است.
بهرغم اینکه روسیه به سبب بهرهمندی از ذخائر عظیم انرژی، از صادرکنندگان اصلی آن به شمار میرود، اما از نظر تکنولوژیکی برای توسعه صنایع نفت و گاز خود به خصوص در پایین دست و در حوزه LNG به تکنولوژی غربی وابسته است؛ به نحوی که پس از اعمال تحریمهای غرب علیه صنایع نفت و گاز روسیه، اغلب پروژههای توسعه پایانههای LNG این کشور یا متوقف شده و یا با تاخیرهای طولانی مواجه شده است.
کرملین به مدت بیش از سه سال است که درگیر جنگ اوکراین است و این موضوع فشار شدید اقتصادی به روسیه وارد آورده است. روسیه پیش از جنگ اوکراین، صادرات انرژی خود را به وسیله خطوط لوله گسترده خود انجام میداد که نه تنها صادرات از این طریق منافع گسترده مالی برای مسکو به همراه داشت و بسیار ارزانتر از صادرات از طریق دریا بود، بلکه تبدیل به اهرم فشاری در کنشگری روسیه در فضای بینالمللی شده بود. اما پس از جنگ و با تحریم واردات انرژی روسیه از جانب اروپا، هزینه صادرات انرژی روسیه بسیار بالا رفته و از درآمدهای این صنعت کاسته شده است. روسیه نه تنها باید هزینه بیشتری برای صادرات انرژی خود از طریق دریا بپردازد، بلکه به واسطه تحریمهای غرب، مجبور به فروش نفت خود با تخفیف است و همین فروش نفت نیز باید به وسیله ناوگان سایه روسیه صورت پذیرد که تمامی این موارد هزینههای بسیاری را بر صنعت انرژی روسیه بار کرده و از سودآوری آن کاسته است.
برای نمونه گازپروم، غول صنعت گاز روسیه، در سال ۲۰۲۳ میلادی برای اولین بار پس از ۲۰ سال، سال مالی خود را با ضرردهی به پایان رساند. اگرچه سال ۲۰۲۴ گازپروم توانست دوباره به مدار سوددهی بازگردد، اما این امر بعضاَ ناشی از تخفیفهای مالیاتی بود که از جانب دولت دریافت کرده بود و هنوز تا بازگشتن به جایگاه قبلی خود فاصله بسیار دارد. حال سوال اینجاست، روسیه که خود هماکنون زیر فشار شدید غرب قرار گرفته، آیا از منابع مالی کافی برای سرمایهگذاری در حوزه صنعت نفت و گاز ایران برخوردار است؟ باید توجه داشت که با گذشت نزدیک به ۳ سال، هنوز هم تکلیف سرمایهگذاری ۴۰ میلیارددلاری گازپروم در صنایع گاز ایران مشخص نشده و حتی اثری از تخصیص منابع این سرمایهگذاری پیشین هم به چشم نمیآید.
ایران به سبب سابقه تحریمهای گسترده و طولانی در حوزه نفتی و بانکی، تجربهای چندین ساله در دور زدن تحریم و صادرات نفت خود داشته است. برای نمونه ایران سالها برای صادرات نفت خود از ناوگان سایه بهره برده است و روسیه پس از آغاز تحریمهای نفتی، با توجه به تجربه ایران در استفاده از این شیوه برای فروش نفت خود و دور زدن تحریمها، از شبکه بزرگی از ناوگان سایه شامل صدها کشتی برای صادرات نفت خود استفاده میکند. گسترش ناوگان سایه و همکاری دو کشور در این زمینه، میتواند هزینههای صادرات از این طریق را کاهش دهد، اما به سبب حجم زیاد صادرات روسیه از این طریق در قیاس با ایران، توجه کشورهای غربی به این شیوه صادرات جلب شده و با ارائه راهکارهایی، به دنبال جلوگیری و یا حداقل محدودکردن صادرات از این طریق روی آوردهاند که میتواند موجب متضرر شدن ایران در این زمینه شود.
در کنار ماهیت رقابتی ایران و روسیه در حوزه انرژی، مسکو روابط نزدیکی با کشورهای عرب حوزه خلیجفارس دارد. این کشورها سهم بزرگی در بازار انرژی دارند و روسیه میتوان در قالب اوپکپلاس، با همکاری با این کشورها در مواقع لازم به کنترل قیمت و بازار انرژی بپردازد که طی سالهای گذشته، نمونههایی از این همکاریها با ارائه طرحهای کاهشی داوطلبانه تولید توسط کشورهای عضو، بالاخص روسیه و عربستان، قابل مشاهده است. این سطح همکاری موجب میشود که مسکو در مواقع نیاز در رقابت ایران و کشورهای عربی منطقه، منافع این کشورها را ارجح قرارداده و تصمیماتی همچون بیانیههای این کشور علیه جزایر سهگانه و خلاف منافع ملی ایران صادر کند. تهران به سبب سطح بالای تنش خود با غرب و نزدیکی به کشورهایی شرقی، رفتاری پیشبینیپذیر در روابط خود با این کشورها پیدا کرده و کارتهای زیادی برای بازی در قبال تعاملات اینچنینی با روسیه و چین در اختیار ندارد و میتوان انتظار تکرار چنین رویکردی را در آینده پیشرو داشت.
موضوع دیگر، بازصادرات نفت و گاز روسیه است که از جانب دولت قبل در ایران نیز مورد ارزیابی و موافقت ضمنی قرارگرفته و گامهایی نیز در راستای تحقق آن برداشته شده است. دولت قبل به دنبال این بود که با تحقق این موضوع، با واردات گاز از روسیه هم بخشی از نیاز کشور را بهخصوص در مناطق شمالی و در فصل زمستان برطرف کرده و از طریق بازصادرات مازاد آن، مزیتهای اقتصادی برای کشور به همراه داشته باشد. اما این مهم هم از نظر لجستیکی با مشکلات جدی مواجه بوده و صرفاَ مسکنی خواهد بود که موجب تعویق اتخاذ سیاست آزادسازی قیمت حاملهای انرژی است و موجب وابستگی ایران به رقیب سنتی خود در حوزه انرژی یعنی مسکو خواهد شد و هزینههای انجام اصلاحات در زمینه سیاستهای آزادسازی قیمت را نیز بالاتر خواهد برد.
در انتها، در غیاب یک کلان استراتژی و نداشتن یک راهبرد جامع انرژی، ایران در موقعیتی قرار گرفته است که بهجای بهرهبرداری از ذخایر عظیم انرژی خود و استفاده از آن به عنوان ابزاری ژئواکونومیکی در راستای پیشبرد اهداف بلندمدت خود، صرفاَ در حاشیه بازی دیگران قرارگرفته است. مشارکت با روسیه نیز اگرچه در ظاهر میتواند بخشی از فشار تحریمها را کاهش داده و با جذب سرمایهگذاری، در بهترین حالت ظرفیت کنونی تولید انرژی کشور را حفظ کند، اما به واقع ریسک تضعیف کنشگری ایران را به همراه دارد. روسیه طی ۳ سال گذشته ثابت کرده که حتی با وجود تحریمهای گسترده و در شرایط اضطراری جنگی، هنوز میتواند بازارهای جدیدی برای صادرات خود پیدا کند، اما ایران در این مهم، حتی صادرات به همسایگان خود ناکام مانده است. به عقیده نگارنده، این واقعیت بیشتر ناشی از نداشتن یک استراتژی بلندمدت و کاهش چابکی و اتخاذ تصمیمات به صورت واکنشی بوده که طی سالیان متمادی این ضعف تجمیع و تبدیل به بحران کنونی شده است. اکنون سیاستگذار باید به این سوال مهم پاسخ دهد که ایران میخواهد نقش خود را در بازی بزرگ انرژی بازیافته یا زیر سایه قدرتهای دیگر همچون روسیه قرار گیرد؟












