سکوت معنادار پکن؛ چرا چین نظارهگر تنش ایران و آمریکا شده است؟
به گزارش اقتصادآنلاین، در میانه تنشهای جمهوری اسلامی ایران با آمریکا، رویکرد دیگر بازیگران نقش تعیینکنندهای پیدا کرده است. بازیگران منطقهای، به ویژه قطر و عمان و ترکیه در تلاش برای میانجیگری بودهاند اما اروپا رویکردی تقابلی در پیش گرفته است. اما در بلوک شرق، روسیه صرفا در مقام موضعگیری تلاش کرده تا با جمهوری اسلامی ایران همراهی نشان دهد ولی چین، تقریبا خود را دور از این فضای تنشآلود نگه داشته است.
حال سوال اینجاست که سکوت چین از کجا نشأت میگیرد و در صورت افزایش تنشها، این کشور چگونه عمل خواهد کرد؟
چینیها تاکنون صرفا چند موضعگیری درباره ضرورت دیپلماسی و اجتناب از درگیری داشتهاند و بر ثبات منطقهای تاکید کردند. اما به نظر میرسد چین برخلاف تصور رایج، آماده ورود به تقابل پرهزینه با غرب در حمایت از ایران نیست و آنچه برای چینیها اولویت دارد، صرفا ثبات در ایران و منطقه است. چراکه ثبات پیششرط تأمین انرژی و امنیت اقتصادی محسوب میشود.
مشارکت راهبردی، بدون اتحاد راهبردی
بررسی مواضع رسمی پکن نشان میدهد که امروز جمهوری اسلامی ایران برای چین یک شریک مهم محسوب میشود، اما نه به اندازهای که بقای حکومت به مسئلهای حیاتی برای سیاست خارجی این کشور تبدیل شود.
روابط رسمی دو کشور که از دهه ۴۰ شمسی آغاز شد، در میانه دهه گذشته به سطح مشارکت راهبردی ارتقا یافت. با این حال رفتار چین نشان میدهد این عنوان بیشتر یک چارچوب همکاری منعطف است تا اتحاد راهبردی عمیق. تهران در منظومه سیاست خارجی پکن در کنار شرکای مهم اقتصادی قرار میگیرد، اما در سطح کشورهایی که چین برای آنها تعهدات امنیتی جدی قائل است قرار ندارد.
یکی از اصلیترین نشانههای این رویکرد در تعداد سفرهای شیجینپینگ رییسجمهور چین مشخص است. او از سال ۲۰۱۳ (۹۳) تاکنون فقط یک بار به ایران سفر کرده است. این در حالی است که او به کشورهایی چون ازبکستان، تاجیکستان و اندونزی ۳ بار سفر کرده و حتی به آمریکا پنج بار سفر داشته است.
در عمل، چین تلاش کرده روابط خود با ایران را به گونهای تنظیم کند که مانع از تضعیف مناسباتش با دیگر بازیگران منطقهای و جهانی نشود. همزمان روابط گسترده با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، همکاریهای اقتصادی با اروپا و مدیریت رقابت با آمریکا باعث شده پکن از تبدیل شدن به حامی مستقیم امنیتی ایران اجتناب کند. همین موازنهگری نشان میدهد چین در پی حفظ دسترسی به منافع خود در ایران است، اما در پی دفاع از کشور نیست.
انرژی؛ محور اصلی رابطه
هسته اصلی روابط تهران و پکن در حوزه انرژی و اقتصاد شکل گرفته است. نفت ایران برای چین یک منبع مطلوب، اما جایگزینپذیر محسوب میشود. قرارداد بلندمدت همکاری میان دو کشور نیز بیشتر از آنکه پیمان ژئوپلیتیک باشد، سازوکار تثبیت جریان انرژی در برابر سرمایهگذاری تدریجی است. اما سرعت اجرای سرمایهگذاری کمتر از انتظار ایران بوده است.
نامتوازن بودن تجارت دوجانبه این واقعیت را برجستهتر میکند. بخش بزرگی از صادرات نفت ایران به چین میرود، اما سهم ایران در سبد وارداتی پکن محدود است و حتی عمدتاً توسط پالایشگاههای خصوصی کوچک مصرف میشود؛ بنابراین قطع یا کاهش این جریان برای چین بحرانآفرین نیست، در حالی که برای ایران پیامدهای جدی اقتصادی دارد.
همکاری امنیتی محدود
در حوزه نظامی و امنیتی نیز همکاریهایی میان دو کشور وجود دارد؛ از رزمایشهای مشترک دریایی گرفته تا انتقال برخی تجهیزات و فناوریها. اما این همکاریها هرگز به سطح تضمین دفاعی متقابل نرسیده است. چین عمداً سطح تعهد خود را پایین نگه داشته تا بتواند همزمان روابطش با کشورهای عربی، اسرائیل و آمریکا را حفظ کند. چنانچه به تازگی سفارت این کشور در تلآویو به ساختمانی بزرگتر منتقل شده که حاکی از عزم چینیها برای گسترش روابط با اسرائیل است.
این محدودیت در واکنش پکن به حملات آمریکا علیه تأسیسات ایران نیز آشکار شده بود. چین اقدام واشنگتن را محکوم کرد، اما از هرگونه اقدام عملی فراتر از موضعگیری دیپلماتیک پرهیز نمود. چنین رفتاری نشان میدهد رابطه با ایران برای پکن بیشتر یک فرصت کمهزینه در چارچوب رقابت با آمریکا محسوب میشود.
دغدغه واقعی پکن در قبال ایران چیست؟
بنابراین شواهد، تجربه سیاست خارجی چین نشان میدهد پکن با هر دولتی که بتواند ثبات و جریان انرژی را تضمین کند همکاری خواهد کرد و به سرعت برای حفظ سرمایهها و مسیرهای تجاری خود با هر شرایطی تطبیق میدهد.
رفتار چین در قبال ایران را باید نمونهای از واقعگرایی در سیاست خارجی دانست. تهران برای پکن مهم است، اما غیرقابل جایگزینی نیست. در حالی که ثبات داخلی چین غیرقابل جایگزین محسوب میشود. به همین دلیل برخی تحلیلگران از هراس چین برای تاثیر اعتراضات دی ماه ایران بر داخل این کشور سخن میگویند. از همین رو چین خواهان حفظ وضع موجود است، اما حاضر نیست هزینهای بیش از حمایت سیاسی و دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی ایران بپردازد.












