به علت گرانی امسال، از اطراف قم، فقرای زیاد در این شهر جمع شده‌اند/خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار

  • توسط: noxis_admin
به علت گرانی امسال، از اطراف قم، فقرای زیاد در این شهر جمع شده‌اند/خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار


به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، ناصرالدین‌شاه قاجار در خاطرات روز سه‌شنبه ۲۳ ذی‌قعده ۱۲۸۷ (۲۵ بهمن ۱۲۴۹) نوشت: صبح برخاستیم. امروز باید به حرضت معصومه(ع) برویم، شش فرسنگ تمام راه است. راندیم، با وزرا و شاهزادگان صحبت کردیم. حسام‌السلطنه بنا شد به خراسان بروند.

خلاصه همه‌جا رو به شمال مشرق می‌آمدیم. راه کالسکه خوب بود؛ قدری پست و بلند بود، بعد هموار است. دست راست از دور کوه‌های سنگی سیاه بلند – اما نه چندان بلند – برف هم داشتند پیدا بود. محال [مناطق] جاسب و اردهال، کِرمِجگان قم در آن دامنه و دره‌ها است، ییلاق قم است. نی‌زار هم همان طرف‌ها است. از راه به آن کوه‌ها فاصله زیاد بود، پنج فرسنگ کمتر بیشتر. دست چپ هم اوایل به فاصله دو فرسنگ کمتر بیشتر، منتهی به کوه‌ها و تپه‌های کوچکِ سرخ و سفیدرنگ می‌شود. کم‌کم در آخر راه، نزدیک جلگه می‌چسبد به تپه‌های مذکوره. هم طرف راست، هم طرف چپ، امروز خشک بود، اما سابقا باریده بوده است. دست راست در نزدیک ده «سالیان» [سالیون] که وقف نجف اشرف است، به ناهار افتادیم.

پسر حاجی آقاخان خلج یک میش، یک قوی سفید بزرگ شکار کرده آورده بود. میش را در کوه‌های علی‌آباد، نزدیک خُرّهه که نزدیک محلات است و آن‌جاها شکارگاه مشهور است می‌گفت زده است، قو را در رودخانه قم؛ اما هیچ‌وقت رسم نبود قو را این‌جاها کسی ببیند، قو در کنار دریای بحر خضر [خزر] زیاد است، از آن‌جا این‌جا آمده است.

خلاصه بعد ازناهار باز سوار کالسکه شده راندیم. هوا بسیار گرم بود. خیلی راندیم تا به رودخانه قم رسیدیم. آبش الحمدلله تعالی زیاد بود – سر راه یک کاروانسرای سنگی بسیار قدیم مخروبه بود – نزدیک شهر سوار اسب شدم. جمعیت زیادی به تماشا و استقبال آمده بودند. به علت گرانی امسال، از اطراف هم فقرای زیاد در این شهر جمع شده‌اند. حاجی ملاصادق مجتهد قمی، آقا حسین قمی به استقبال آمده بودند. صحبت زیاد کردیم با آن‌ها. متولی‌باشی، سایر علما هم همه آمده بودند. در شهر منزل نکرده‌ایم. در روبه‌روی عمارات دیوانی نزدیک شهر، آن طرف رودخانه، توی چهاردیواری چادر زده بودند. رفتم منزل.

دو ساعت به غروب مانده وارد شدیم. حاجی رحیم‌خان دیده شد، دولچه دیده شد. خان نایب برادر محقق از طهران آمده است، ملاحظه شد. شب بعد از شام مردانه شد، پیشخدمت‌ها آمدند. بعد خوابیدیم. باقری…

 

منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار از ربیع‌الاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، صص ۲۸۹-۲۸۸

منبع

  • اشتراک گزاری:

مطالب مرتبط

ارسال نظر

شما اولین نفری باشید که در مورد پست مربوطه نظر ارسال میکنید...
شبکه های اجتماعی ما