فشار جدید بر تجارت ایران / راز ماندگاری ثروت در ۲۰۲۵ +فیلم
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از اکوایران، اختلاف چشمگیر در سنجههای تورم ایران؛ جایی که پیشبینیها از تورم ۵۰ درصدی سخن میگویند اما برآوردهای مبتنی بر نرخ ارز، عددی نزدیک به ۹۰ درصد را نشان میدهند. فشارهای تازه بر تجارت خارجی ایران با امضای فرمان تعرفههای ثانویه آمریکا. همزمان، نگاهها به جهان دوخته شده؛ جایی که چین با سرعت در حال تسخیر صنعت خودروی جهانی است و معادلات رقابت را تغییر میدهد، و سرمایهگذاران بزرگ با استراتژیهای بلندمدت، از راز ماندگاری ثروت پرده برمیدارند. در کنار اینها، بازارهای مالی جهان در آستانه هفتهای حساس قرار دارند و مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، همچنان در سکوت و ابهام پیش میرود. همه این موضوعات را در«تیتر یک» امروز یکشنبه 19 بهمن 1404 ببینید.
پیشبینی تورم سال ۱۴۰۴ نشان میدهد بر اساس آخرین آمارهای تورم دیماه، در بهترین حالت تورم سالانه به ۴۷.۵ درصد خواهد رسید. بررسی آمارها نشان میدهد اگر تورم ماهانه دیماه تا پایان سال ادامه پیدا کند تورم سالانه در ۵۱.۵ درصد خواهد ایستاد. سه سناریوی دیگر که میانگین بلندمدتی از تورم ماهانه را نشان میدهد نیز وضعیت مناسبی نداشته و بر اساس آنها تورم سالانه نرخی بین ۴۸.۵ تا ۵۰ درصد را تجربه خواهد کرد.
یکی دیگر از برآوردهای اکوایران از پیشبینی تورم نقطه به نقطه در سال ۱۴۰۴ است. این برآورد حکایت افزایش تورم نقطه به نقطه به حدود ۷۳.۱ درصد در صورت تداوم تورم دیماه دارد. در خوشبینانهترین حالت میتوان گفت تورم ماهانه تا انتهای امسال روندی یک درصدی را به خود ببیند که در اینصورت تورم نقطه به نقطه در سطح ۵۱.۷ درصد خواهد ایستاد. سه سناریوی بلندمدت از میانگین تورم نیز نشان میدهد وضعیت تورم نقطه به نقطه تا انتهای امسال در بازه ۵۹ تا ۶۱ درصد خواهد بود.
از سوی دیگر استیو هانکه اقتصاددان در پیامی در شبکه اجتماعی خود وضعیت تورم سالانه فعلی ایران را حدود ۹۲.۳ درصد اعلام کرد. البته این آمار به صورت سنجهای از اقتصاد ایران به وسیله دادههای نرخ ارز بازار سیاه محاسبه شده است. هانکه معتقد است این سنجه میتواند تورم را کشورها را با مدلهایی برآورد کند.
راز ماندگاری ثروت در ۲۰۲۵
در دنیای سرمایهگذاری، تفاوت میان ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن، بیش از هر چیز به «نحوه تخصیص دارایی» برمیگردد. گزارش تازه منتشرشدهی Long Angle با بررسی پورتفوی صدها سرمایهگذار با ارزش خالص بالا نشان میدهد که برخلاف تصور عمومی، ثروتمندان پول خود را در حسابهای نقدی نگه نمیدارند. نزدیک به نیمی از دارایی آنها در سهام بورسی و بخش قابل توجهی نیز در سرمایهگذاریهای خصوصی متمرکز شده است.
این دادهها نشان میدهد هرچه سطح ثروت بالاتر میرود، گرایش به بازارهای خصوصی و داراییهای ریسکیتر افزایش پیدا میکند. نکته جالب آن است که حتی سرمایهگذاران محتاط نیز بدون پذیرش ریسک، امکان رشد پایدار را متصور نیستند.
در نهایت، راز موفقیت این گروه نه در شکار فرصتهای عجیب، بلکه در استراتژی ساده، بلندمدت و رشدمحور نهفته است.
چین در حال تسخیر بازار جهانی خودرو
چند سال پیش، ورود اولین خودروهای جیلی به ایران بیشتر با شوخی و تردید همراه بود تا تحسین. برندی ناشناخته که کمتر کسی آن را جدی میگرفت. اما امروز همان شرکت، مالک ولوو است و تنها در یک سال حدود ۴ میلیون خودرو فروخته؛ عددی که قرار است تا سال ۲۰۳۰ به ۶.۵ میلیون دستگاه برسد. چنین رشدی در یکی از رقابتیترین صنایع جهان، پیام روشنی دارد: بازی عوض شده است.
اگر این برنامه محقق شود، درآمد جیلی میتواند از ۱۴۰ میلیارد دلار عبور کند؛ رقمی بزرگتر از بودجه سالانه برخی کشورها. نکته مهمتر اینکه این رشد فقط متکی به بازار چین نیست و سهم بازارهای جهانی در حال افزایش است.
در همین حال، چین بهسرعت به مرکز ثقل صنعت خودروی جهان تبدیل میشود. در این شرایط، سؤال اصلی برای خودروسازی ایران دیگر «پیشرفت» نیست؛ مسئله، «بقا»ست. آیا میتوان مستقل ماند یا باید بخشی از زنجیره جهانی شد؟
فشار جدید بر تجارت ایران
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز جمعه ۶ فوریه فرمان اجرایی جدیدی را امضا کرد که بر اساس آن، امکان اعمال «تعرفههای ثانویه» بر کشورهایی فراهم میشود که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با ایران مبادلات تجاری دارند. مطابق این فرمان، آمریکا میتواند بهعنوان نمونه تعرفهای تا سقف ۲۵ درصد بر کالاهای وارداتی از این کشورها اعمال کند.
بر اساس مفاد این دستور، وزارت بازرگانی آمریکا مسئول شناسایی شرکای تجاری ایران خواهد بود و تصمیم نهایی درباره میزان و دامنه تعرفهها با هماهنگی وزارت خارجه، وزارت خزانهداری و نماینده تجاری ایالات متحده اتخاذ میشود. این فرمان از تاریخ ۷ فوریه، برابر با ۱۸ بهمن، به مرحله اجرا درآمده است.
این در حالی است که چین، امارات متحده عربی، ترکیه و عراق بر اساس ارزش مبادلات، چهار شریک اصلی تجاری ایران محسوب میشوند. از این رو، اجرای این فرمان میتواند بر حجم و الگوی تجارت ایران با این کشورها تأثیرگذار باشد. با این حال، ارزیابیها درباره میزان و شدت این تأثیرگذاری یکسان نیست و دیدگاههای متفاوتی درباره پیامدهای عملی این تصمیم بر تجارت خارجی ایران مطرح شده است.
مذاکره در سکوت، تهدید در حاشیه
نشست غیرمستقیم ایران و ایالات متحده در مسقط، بیش از آنکه با خروجیهای ملموس یا توافقات اعلامشده تعریف شود، با سکوتهای حسابشده، پیامهای متناقض و رقابت بر سر روایتسازی در کانون توجه قرار گرفت.
وزیر امور خارجه ایران، مذاکرات را «آغاز خوبی» توصیف کرد، اما همزمان هشدار داد که مسیر اعتمادسازی طولانی است. او تصریح کرد که مذاکرات صرفاً بر پرونده هستهای متمرکز بوده و موضوعاتی چون برنامه موشکی یا سیاستهای منطقهای ایران بهطور کامل خارج از دستور کار قرار داشتهاند.
تأکید دوباره ایران بر ادامه غنیسازی، در کنار آمادگی برای رسیدن به «توافقی اطمینانبخش»، نشاندهنده تلاش تهران برای حفظ خطوط قرمز و در عین حال باز نگهداشتن پنجره دیپلماسی است.
در مقابل، واشنگتن، با تأکید بر «غنیسازی صفر»، شکاف اصلی مذاکرات را برجسته کرده است. همزمان، تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه، پیامهای متناقضی ارسال کرده است. در مجموع، مسقط نه نقطه عطف مذاکرات است و نه پایان آن، بلکه ایستگاهی میانی در مسیری مبهم به شمار میرود؛ مسیری که میتواند به توافقی محدود و شکننده ختم شود یا بار دیگر به چرخه فشار و تقابل بازگردد.
تقویم بازارهای مالی جهان
طبق روال هر یکشنبه، پیش از شروع هفته معاملاتی، نگاهی به مهمترین رویدادهای اقتصاد کلان میاندازیم؛ اما این هفته یک تفاوت جدی دارد. برای نخستینبار، دادههای اشتغال و تورم آمریکا با فاصلهای کوتاه و حساس منتشر میشوند؛ ترکیبی که میتواند جهت بازارها را تعیین کند.
در کانون توجه، شاخص هزینه نیروی کار آمریکا قرار دارد؛ مهمترین داده درآمدی از نگاه فدرال رزرو. پیشبینی میشود رشد آن در سطح ۰.۸ درصد باقی بماند؛ عددی که اگر بالاتر منتشر شود، میتواند دلار را تقویت کند. در کنار آن، خردهفروشی آمریکا، شاخص خوشبینی کسبوکارهای کوچک، آمار مدعیان بیکاری و مهمتر از همه گزارش اشتغال، تصویری جامع از وضعیت تقاضا و بازار کار ارائه میدهند.
انتظارات بازار از اشتغال آمریکا افزایش یافته و همین موضوع وزن این داده را نسبت به تورم بیشتر کرده است. هرچند تورم ماهانه و هسته با دقت رصد میشود، اما بازار فعلاً چشمش به بازار کار است.
در اروپا تمرکز روی بریتانیاست؛ جایی که دادههای GDP نشانهای از رشد ضعیف اقتصادی میدهند. همزمان، تورم چین هم میتواند نگرانیها درباره ضعف تقاضای جهانی را پررنگتر کند.
در کنار دادهها، سخنرانی مقامات بانکهای مرکزی میتواند محرک نوسانات جدی در بازارها باشد. این هفته، هفتهی احتیاط و دقت است.
پدیده نادر خلیج فارس
شش سال پیش، عمان در آستانه یک بحران تمامعیار اقتصادی ایستاده بود؛ بدهیهای سنگین، سقوط قیمت نفت و میراث پیچیده نیم قرن حکومت سلطان قابوس، آینده این کشور را در هالهای از ابهام فرو برده بود. اما امروز، با رهبری سلطان هیثم بن طارق، عمان مسیری متفاوت از همسایگان پرزرقوبرق خود در خلیج فارس را انتخاب کرده است؛ مسیری مبتنی بر محاسبه، انضباط و تصمیمهای سخت.
برخلاف سلطان قابوس که با کاریزمای شخصی و دیپلماسی نرم، عمان را به «میانجی جهان عرب» تبدیل کرده بود، سلطان هیثم یک مدیر تکنوکرات است. او بهجای پروژههای نمایشی، اصلاحات اقتصادی دردناک اما ضروری را در دستور کار قرار داد: کاهش بدهی عمومی، اعمال مالیات، کوچکسازی دولت و بازسازی ساختار بازار کار. نتیجه این رویکرد، کاهش چشمگیر نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی و بازگشت مازاد بودجه بود؛ در کنار رشد پایدار اقتصادی که حتی صندوق بینالمللی پول هم آن را تأیید کرده است.
در عین حال، عمان با سرمایهگذاری عظیم روی هیدروژن سبز، خود را برای دنیای پس از نفت آماده میکند و همزمان، سنت بیطرفی سیاسیاش را حفظ کرده است. با این حال، بیکاری جوانان و محدود شدن فضاهای انتقادی، چالشهایی جدی باقی ماندهاند.
تجربه عمان نشان میدهد در منطقهای که به نمایش قدرت عادت دارد، شاید «مدیریت بیسروصدا» رادیکالترین انتخاب ممکن باشد.












