آخرین وارث قذافی چگونه از سر راه برداشته شد؟
به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه سازندگی نوشت: سیفالاسلام قذافی، که زمانی با تحصیل در غرب «امید» لیبی اصلاحطلب محسوب میشد، در تاریخ ۳ فوریه ۲۰۲۶ به شکلی خشونتآمیز جان باخت. مرگ او در شهر کوهستانی زنتان پایان یک داستان چنددههای را رقم زد؛ داستانی که طی آن سیفالاسلام از یک دیپلمات بینالمللی و وارث اصلاحطلب به یک فراری، زندانی و در نهایت یک مختلکننده سیاسی شبحمانند تبدیل شد. ترور او بیش از آنکه مرگ یک فرد را نشان دهد، پایان نفوذ سیاسی دوران قذافی و یادآوری ترسناک ناپایداری است که همچنان لیبی پس از انقلاب را تعریف میکند.
سیفالاسلام در سال ۱۹۷۲ بهعنوان دومین پسر معمر قذافی متولد شد و سالها بهعنوان چهرهای متمدن و مدرن از لیبی عربی جماهیریه پرورش یافت. برخلاف برادران نظامیاش، او تصویری از روشنفکری و اصلاحات لیبرال ارائه میداد. او دکترای خود را از مدرسه اقتصاد لندن دریافت کرد و رسالهاش بر نقش جامعه مدنی در حکومت جهانی متمرکز بود، موضوعی که بسیاری آن را با حکمرانی خودکامه پدرش متناقض میدانستند.
در دهه ۲۰۰۰ او معمار اصلی «گرم شدن» روابط لیبی با غرب بود. او تسویهحساب قربانیان بمبگذاری لاکربی را مذاکره کرد، برنامه هستهای لیبی را متوقف کرد و آزادسازی زندانیان سیاسی را تسهیل نمود. برای مدتی کوتاه، او مورد علاقه پایتختهای اروپایی بود و بهعنوان تنها فردی دیده میشد که قادر است، لیبی را از وضعیت یک کشور مطرود به یک شریک مدرن و باثبات تبدیل کند.
با این حال، بهار عربی ۲۰۱۱ این شخصیت ساختگی را نابود کرد. وقتی شورش به لیبی رسید، اصلاحطلب ناپدید شد و جای خود را به مدافع وفادار رژیم داد. در یک سخنرانی تلویزیونی سرنوشتساز، سیفالاسلام به مردم لیبی هشدار داد و از «رودخانههای خون» و جنگ داخلی در صورت ادامه قیام سخن گفت. این سخنرانی متحدان غربی او را از خود دور کرد و او را به هدف انقلاب تبدیل نمود. پس از مرگ پدرش در اکتبر ۲۰۱۱ سیف تلاش کرد به نیجر فرار کند اما توسط یک شبهنظامی از زنتان در صحرای جنوبی دستگیر شد.
سالهای بعدی او در اسارت، کلاس درس کاملی از دینامیک قدرتهای قبیلهای و منطقهای لیبی بود. درحالی که دولت مرکزی در طرابلس و دادگاه کیفری بینالمللی خواستار تحویل او برای محاکمه به اتهام جنایات علیه بشریت بودند، شبهنظامیان زنتان این کار را رد کردند. آنها او را نهتنها بهعنوان زندانی بلکه بهعنوان یک دارایی سیاسی نگه داشتند. در سال ۲۰۱۵ دادگاهی در طرابلس، او را غیابی به اعدام محکوم کرد اما او در ارتفاعات زنتان در امان ماند جایی که نگهبانانش در نهایت به محافظان او تبدیل شدند. گزارش شده است که او در سال ۲۰۱۷ تحت قانون عفو آزاد شد، اگرچه عمدتاً از دید عمومی دور ماند و در ویلایی امن تحت نظارت متحدان محلی زندگی کرد. فصل پایانی زندگی او با بازگشت پر سروصدایش در سال ۲۰۲۱ آغاز شد. او برای انتخابات ریاستجمهوری به تعویق افتاده ثبتنام کرد، اقدامی که شوک بزرگی به نهاد سیاسی لیبی وارد کرد.
برای بسیاری از لیبیاییهایی که از یک دهه آشوب خسته شده بودند، نام قذافی نمایانگر دورهای از ثبات از دست رفته بود و او تهدیدی جدی برای دولت مستقر در طرابلس و نیروهای شرق به رهبری خلیفه حفتر محسوب میشد. نامزدی او در نهایت رد شد و این امر به فروپاشی روند انتخابات ۲۰۲۱ کمک کرد با این حال او همچنان بهعنوان «سازنده پادشاه» در سایهها باقی ماند و منتظر فرصت سیاسی بعدی بود. ترور او در ۳ فوریه ۲۰۲۶ عملیاتی هدفمند و حرفهای بود.
گزارشها حاکی است که چهار تیرانداز ماسکپوش حوالی ساعت ۲:۳۰ بامداد به اقامتگاه او در زنتان نفوذ کردند. مهاجمان حرفهای بودند و پیش از ورود، سیستم پیشرفته دوربین مداربسته ویلا را از کار انداختند. در جریان درگیری، سیفالاسلام به همراه سه نفر دیگر از جمله نگهبان و زندانبان سابقش اجمی العتری، کشته شدند. مهاجمان بدون بر جای گذاشتن رد پا ناپدید شدند و حدس و گمانهای گستردهای درباره هویت و وابستگی آنها به وجود آمد. تحلیل انگیزه ترور، نشاندهنده «همگرایی منافع» میان جناحهای رقیب لیبی است. با توجه به فشار سازمان ملل برای برگزاری انتخابات جدید در آوریل ۲۰۲۶ احتمال بازگشت سیفالاسلام به عرصه انتخابات، تهدیدی مشترک برای تقریباً همه ذینفعان عمده بود. برای مقامات طرابلس، او نماد رژیم قدیم بود و برای خانواده حفتر در شرق، رقیبی برای جلب وفاداری پایگاههای طرفدار قذافی محسوب میشد. مرگ او به طور مؤثر، مهمترین جایگزین پوپولیستی برای وضعیت موجود را حذف کرد. زندگی سیفالاسلام قذافی، درست مانند پدرش، در لیبیای پایان یافت که هنوز در تلاش برای آشتی دادن گذشته و آینده خود بود.
او در ۶ فوریه ۲۰۲۶ در بنیولید، پایگاه وفاداران قذافی به خاک سپرده شد. اگرچه مرگ او ممکن است برای برخی حس پایانبندی به همراه داشته باشد اما بخش قابلتوجهی از جمعیت لیبی احساس محرومیت میکند چراکه تنها فرد قادر به اتحاد هواداران رژیم سابق اکنون دیگر وجود ندارد. ترور او تضمین میکند که اگرچه شبح جماهیریه ممکن است باقی بماند اما احیای سیاسی آن بهطور دائمی خاموش شده است.












