ایران در لحظه توسعه ژاپنی خود؟
هاتف هاتفیپور، توسعه پژوه در یادداشتی نوشت: در روابط بینالملل، نمایش قدرت همواره حامل پیام است، اما تفسیر این پیام الزاماً به یک مسیر مشخص سیاسی یا نظامی منتهی نمیشود. در میانه قرن نوزدهم، حضور ناوگان جنگی آمریکا به فرماندهی متیو پری در سواحل ژاپن، نشانه پایان عملی سیاست انزواطلبانه آن کشور بود؛ رویدادی که ژاپن آن را نه صرفاً بهعنوان فشار و دخالت خارجی، بلکه بهمثابه علامتی از تغییر موازنه جهانی دریافت کرد. واکنش ژاپن، بدون اعلام رسمی تقابل یا تسلیم، معطوف به بازآرایی تدریجی نهادهای داخلی و بازتعریف جایگاه خود در نظم بینالملل شد.
امروز نیز استقرار نیروهای نظامی ایالات متحده در پیرامون ایران، همزمان با جریان گفتوگوهای سیاسی، وضعیتی را رقم زده است که نه میتوان آن را در قالب جنگی قطعی تعریف کرد و نه در چارچوب صلحی پایدار، بلکه باید آن را مرحلهای از مدیریت تنش در فضایی آکنده از عدم قطعیت دانست.
در این چارچوب، آمریکا هزینههای قابل توجهی متحمل شده و ایران نیز در مواضع اعلامی خود تغییری بنیادین نشان نداده است؛ وضعیتی که خروجی آن الزاماً بهصورت پیروزی یا شکست آشکار برای هیچیک از طرفین قابل تعریف نیست. پرسش اینجاست که در چنین شرایطی، دستاورد چگونه تعریف میشود و آیا دستاورد همیشه باید در قالب توافق مکتوب، تغییر رفتار علنی یا تحول فوری ظاهر شود، یا میتواند به شکل کنترل بحران، محدودسازی دامنه تنش یا حفظ توازن بازدارنده باقی بماند. همزمان، ابهام در تداوم و انسجام تصمیمگیری در آمریکا نیز به یکی از متغیرهای اثرگذار تبدیل شده است؛ بهگونهای که مشخص نیست تا چه حد یک مسیر واحد و پایدار بر سیاست اعمال میشود. از سوی دیگر، طرح این پرسش نیز اجتنابناپذیر است که پیشرفتهای هستهای به ویژه غنی سازی اورانیوم، چه تأثیر مفید و ملموسی بر زندگی اقتصادی و اجتماعی شهروندان برقرار کردهاند و در مقابل، سالهای طولانی تحریمهای بینالمللی چه تأثیر بازدارندهای بر فرصتهای توسعه، سرمایهگذاری و رفاه عمومی گذاشتهاند.
این پرسشها نه برای داوری، بلکه برای فهم دقیقتر موقعیت طرح میشوند. مقایسه ایران امروز با ژاپن قرن نوزدهم بیش از آنکه نسخهبردارانه باشد، یادآور یک تفاوت ساختاری است؛ ژاپن در آن مقطع زمان را در اختیار داشت و از آن برای بازسازی تدریجی استفاده کرد، در حالی که ایران در فضایی قرار دارد که گویی فرصتها یکی پس از دیگری از بین رفته و پارامتر زمان خود به یکی از عوامل حساس معادله تبدیل شده است.
در چنین وضعیتی، مهمترین ریسک، نه انتخاب آگاهانه یک مسیر مشخص، بلکه ضرورت شناسایی خطای محاسبه در فضایی است که در آن فشار، ابهام و محدودیت همزمان حضور دارند.












