جنگندههایی که «بازی قدرت» در منطقه را عوض می کنند | ردپای پاکستان در جنگهای نیابتی
به گزارش اقتصادنیوز، قراردادهای تسلیحاتی اخیر پاکستان، این کشور را مستقیماً در شکاف رو به منطقه قرار میدهد.
مشارکتهای نظامی غیر قابل تفکیک
به نوشته میدلایست آی، گسترش اخیر حضور صنایع دفاعی پاکستان در کشورهای خلیج فارس با رقابت شدید رو به گسترش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی -به ویژه در سودان و لیبی- تلاقی پیدا میکند.
با افزایش سفارشها برای پلتفرم جنگنده چندمنظوره JF-17، اسلامآباد دریافته که مشارکتهای نظامی دیگر به راحتی قابل تفکیک نیستند.
![]()
منابع آگاه از رویههای صادرات تسلیحات پاکستان ادعا کردهاند اسلامآباد به دنبال جلوگیری از فروش تسلیحات خود در مناطقی با حاکمیت مورد مناقشه، مانند سودان و لیبی، است که تحریم سازمان ملل متحد در آنها برقرار است. این شامل صادرات غیرمستقیم از طریق عربستان سعودی یا امارات متحده عربی نیز میشود. با این حال، به گفته منابع پاکستانی که با نهادهای نظامی و اطلاعاتی ارتباط دارند، اگر اسلامآباد مجبور به اتخاذ موضع شود، به نفع ریاض عمل خواهد کرد.
ردپای اسلامآباد در جنگهای نیابتی منطقه
گزارش رویترز از اواخر دسامبر نشان میدهد که پاکستان و ارتش ملی لیبی بر سر یک بسته دفاعی چند میلیارد دلاری، شامل جنگندههای JF-17 و هواپیماهای آموزشی سوپر موشاک، مذاکره کردهاند. این گزارش به توافقی ۴ میلیارد دلاری بین ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و صدام حفتر، معاون فرمانده کل ارتش ملی مستقر در بنغازی، اشاره میکند.
ارتش ملی لیبی مدتهاست که به حامیان خارجی متکی است و هرگونه خرید بزرگ نیازمند حمایت مالی شخص ثالث است. تحلیلگران معتقدند که این مسئله به حمایت امارات متحده عربی از سرزمینهای تحت کنترل حفتر و یک منبع پاکستانی مرتبط با محافل امنیتی خلیج فارس مرتبط است.
گزارش دیگری از رویترز در ژانویه حاکی از آن است که پاکستان در آستانه یک معامله تسلیحاتی با سودان است که برخی گمانهزنی کردهاند که میتواند به عربستان سعودی مرتبط باشد که به پاکستان فرصت میدهد ۲ میلیارد دلار وام را در ازای یک اسکادران JF-17 و تعهدات اضافی به مبلغ ۲ میلیارد دلار تبدیل کند. طبق گزارشها، این توافق با سودان توسط رئیس ستاد نیروی هوایی پاکستان، ظهیر احمد بابر سیدو، و سپهبد ترکی بن بندر بن عبدالعزیز از نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی مورد مذاکره قرار گرفته است.
همزیستی استراتژیک پکن و اسلامآباد؛ چرا JF-17؟
جنگنده JF-17 Thunder معمولاً به عنوان یک سرمایهگذاری مشترک بین مجتمع هوانوردی پاکستان و شرکت هواپیمایی چنگدو چین شناخته میشود و به عنوان یک جنگنده چند منظوره کمهزینه با قابلیت فراتر از برد بصری به بازار عرضه میشود.
در حال حاضر پلتفرم JF-17 پاکستان در حال چینیسازی بیشتر است. با آزمایش زیرسیستمهای چینی در نبرد، ارزش آنها چند برابر میشود، در حالی که پکن بدون قرار گرفتن در معرض درگیری، تجربه دکترین خود را در برابر پلتفرمهای ناتو (F-16، رافال و یوروفایتر) افزایش میدهد. گفته میشود جنگ محدود بین هند و پاکستان در ماه مه 2025، ارزش پلتفرم JF-17 را تقویت کرده و یک همزیستی استراتژیک را به نفع پکن و اسلام آباد تقویت کرده است.
هزینههای تخمینی واحد، بسته به پیکربندی و بستههای پشتیبانی، بسیار متفاوت است. مقرونبهصرفه بودن این پلتفرم نسبت به جنگندههای غربی مانند F-16 Block 70، Rafale یا Eurofighter Typhoon همچنان باعث ایجاد علاقه در میان کشورهایی میشود که به دنبال قابلیتهای مدرن بدون محدودیتهای سیاسی تأمینکنندگان غربی هستند. منابع مختلف نشان میدهند که هر واحد JF-17 بسته به نوع و نیازهای سفارشیسازی مشتری، در محدوده 25 تا 42 میلیون دلار هزینه دارد. این در مقایسه با 70 تا 100 میلیون دلار برای F-16 Block 70 Viper و 90 تا 130 میلیون دلار برای Dassault Rafale یا Eurofighter Typhoon است.
علاوه بر این، JF-17 تک موتوره برد بیشتری دارد و با کسری از هزینه پلتفرم آمریکایی یا فرانسوی کار میکند. عامل هزینه برای طیف وسیعی از خریداران در جنوبشرق آسیا و کشورهای جنوب صحرای آفریقا قابل توجه است. با این حال، سوالاتی در مورد ظرفیت صنعتی وجود دارد.
گسترش خط سفارش پاکستان
پاکستان صادرات JF-17 به میانمار و نیجریه و سفارش صادرات به آذربایجان را با تحویلهای اولیه تأیید کرده است. به نظر میرسد مذاکرات طولانی با مصر و عراق، عمدتاً به دلیل چارچوب تأمین مالی غیرقابل اعتماد، شکست خورده است. مذاکرات آیندهنگر و امیدوارکنندهتری با اندونزی و بنگلادش وجود دارد.
عربستان سعودی به دنبال خرید JF-17 برای استفاده داخلی نیست، بلکه به دنبال تأمین آن برای سودان است. رویترز گزارش داده که ریاض به دنبال تأمین دولت سودان عبدالفتاح البرهان در برابر نیروهای پشتیبانی سریع تحت حمایت امارات به رهبری ژنرال محمد حمدان دقلو، معروف به حمیدتی، است.
پیش از این گزارش شده بود که حفتر علیرغم فشارهای مصر و عربستان سعودی به بنغازی، همچنان مجرای تسلیحاتی محمولههای تسلیحاتی امارات به نیروهای پشتیبانی سریع است. در تابستان ۲۰۲۵، نیروهای نیروهای پشتیبانی سریع منطقه مرزی سهگانه (سودان، مصر و لیبی) را تصرف کردند و راه را برای صادرات طلای دستساز از سودان و واردات مهمات از طریق لیبی هموار کردند.
![]()
در حالی که دولت حفتر در بنغازی میتواند از جتهای جنگنده به عنوان ابزاری قهری علیه دولت طرابلس که توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته شده و مورد حمایت ترکیه است، استفاده کند، میتوان از آنها برای حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع در منطقه مرزی سهگانه نیز استفاده کرد. منابعی که اطلاعات دقیقی از مجموعه نظامی پاکستان دارند، میگویند که توافق حفتر بر اساس فرض تأمین مالی امارات بنا شده است. این با نقش گستردهتر بنغازی به عنوان مجرای لجستیکی برای نیروهای پشتیبانی سریع مطابقت دارد.
حق وتوی مؤثر ریاض
پاکستان از نظر تاریخی روابط دوستانهای با تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دارد و روابط نظامی در راس این روابط قرار دارد. پاکستان از سال ۱۹۶۷ خلبانان سعودی را آموزش میدهد. چنین رابطهای را اسلامآباد در سراسر جهان عرب (سوریه، قطر، امارات متحده عربی، اردن، بحرین، یمن و لیبی) ایجاد کرده است.
به گفته کمال امل، عضو شورای آتلانتیک «پاکستان با موفقیت در آبهای تیره خلیج فارس حرکت کرد و در سال ۲۰۱۵ از درگیری یمن دور ماند و در عین حال به دوحه اجازه داد از بنادر و کریدورهای هوایی در طول محاصره استفاده کند: اکنون، مانند گذشته، این اطمینان وجود دارد که ارتش پاکستان از گیر افتادن بین این دو کشور جلوگیری خواهد کرد.» با این حال، هم منطق صنعتی و هم واقعیتهای دیپلماتیک نشان میدهد که در صورت فشار بر پاکستان، اسلامآباد به سمت ریاض متمایل خواهد شد.
اتحاد سه برادر
سفارشهای زیاد به معنای تحویل گزینشی است. اولا شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در سپتامبر ۲۰۲۵ یک «توافقنامه دفاعی متقابل استراتژیک» امضا کردند که نشاندهنده فصل جدیدی از حجم بیشتر و همکاری دفاعی گسترده است. علاوه بر این، بعید است که پاکستان رو در روی دولت طرابلس، که توسط آنکارا حمایت میشود، قرار گیرد. پاکستان، ترکیه و آذربایجان به اصطلاح «اتحاد سه برادر» را تشکیل میدهند؛ یک همکاری چند لایه با ابعاد امنیتی قوی. ترکیه یک شریک نظامی-صنعتی نزدیک برای پاکستان و عربستان سعودی است.
ثانیا، سیاست در عمل، اولویتبندی تحویلها در زمانی است که دفتر سفارشها شلوغ است. این اولویتها باید بین اولویتهای پاکستان و رضایت تأمینکنندگان استراتژیک، از جمله چین و ترکیه، تعادل برقرار کنند. جنگنده JF-17 Thunder یک برنامه مشترک بین چین و پاکستان است. این پلتفرم دارای طیف وسیعی از سیستمهای استراتژیک ساخت چین است، از جمله سیستم AESA KLJ-7A، نمایشگر هولوگرافیک Smart-HUD، و حامل موشکهای هوا به هوای چینی PL-10 و PL-15. بدون همکاری استراتژیک چین، این پلتفرم قابل تحویل نیست.
حلقه ضعیف در زنجیره تأمین JF-17، روسیه است. موتور JF-17 Block III یک موتور Klimov RD-93 MA است و تردیدهایی وجود دارد که آیا روسیه میتواند یا میخواهد از افزایش سفارشهای پاکستان حمایت کند یا سقفی برای تعداد جنگندههای جت که اسلامآباد میتواند به طور قابل اعتمادی تحویل دهد، تعیین کند. یک منبع پاکستانی میگوید که محدودیت ۲۵ فریم در سال وجود دارد و هرگونه افزایش بیشتر تولید نیاز به سرمایهگذاری قابل توجه و یک زنجیره تأمین قابل اعتماد دارد. در حالی که صحبتهایی در مورد تغییر به سمت Guizhou WS-13 Taishan ساخت چین وجود دارد، چنین تغییر چشمگیری قبل از اینکه از نظر تجاری جذاب شود، نیاز به آزمایش و احتمالاً اعتبارسنجی در نبرد دارد.
این جنکنده همچنین یک غلاف هدفگیری ساخت ترکیه به نام آسلپاد را حمل میکند و میتواند برای حمل موشکهای هوا به هوای گوکدوغان و بوزدغان سفارش داده شود. سفارش آذربایجان احتمالاً با نقش بیشتر ترکیه در زنجیره تأمین، روبرو خواهد شد.
بن سلمان، کلید جاهطلبیهای صادراتی پاکستان
عنصر روسیه از نظر صنعتی ضروری اما از نظر سیاسی قابل صرف نظر کردن است. اما نقش ترکیه در این میان غیرقابل مذاکره است. آنکارا و اسلامآباد شرکای نزدیکی در برنامه نسل پنجم Kaan ترکیه (پهپادها و سکوهای دریایی) هستند، که هدفش صادرات مشترک به کشورهای ثالث است.
پادشاهی سعودی مشتری اصلی Kaan است و آنکارا شریک استراتژیک در تلاش ریاض برای بومیسازی است، زیرا این پادشاهی قصد دارد تا سال 2030، 50 درصد از نیازهای تدارکاتی خود را به صورت محلی تولید کند. در واقع، واقعیتهای عربستان و ترکیه، اولویتهای نظامی-صنعتی پاکستان را روشن میکند.
سفارشات پاکستان در حال افزایش است، اما تنها با حمایت چین و ترکیه میتواند به مرحله تحویل برسد. پاکستان باید تقریباً 50 واحد Block II را به Block III ارتقا دهد و 40 جت به باکو تحویل دهد. توافقهای گزارش شده با لیبی، عربستان سعودی و عراق برای دهها جت به طور ناپایداری بر ضمانتهای مالی ضعیف بنا شدهاند و هزینه تحریمهای بینالمللی نیز به آن اضافه شده است. در واقع، این موارد نمیتوانند در اولویت باشند. مذاکرات با بنگلادش و اندونزی نیازمند سرمایهگذاری عمده در افزایش ظرفیت است و به احتمال زیاد پایههای درآمد قابل اعتماد مورد نیاز برای سرمایهگذاری صنعتی را بنا خواهد کرد.
تعادل در خلیج فارس یا دوری از ابوظبی؟
پاکستان احتمالاً از اولویت دادن به تحویل JF-17 به مناطق جنگی تحت تحریم سازمان ملل، مانند سودان، خودداری خواهد کرد. چرا که هیچ مازاد جنگنده جت وجود ندارد و خط لوله پر است. ثانیاً، به این دلیل که اسلامآباد دوست دارد فاصله مساوی بین شرکای خود در خلیج فارس حفظ کند و نمیتواند به عنوان تأمینکننده هر دو طرف جنگ نیابتی سودان دیده شود.
در نهایت، کشورهایی که حاکمیت آنها مورد مناقشه است، مشتریان خوبی برای پلتفرمهایی نیستند که نیاز به همکاری چند ساله، از جمله آموزش، تخصص محلی و بودجه قابل اعتماد دارند.
اگر فشار برای تحویل افزایش یابد، روابط دیپلماتیک عمیقتر با پادشاهی عربستان سعودی و اولویتهای استراتژیک ترکیه به اولویت دادن به ریاض منتهی میشود. چشمانداز تحقق توافق لیبی توسط اسلامآباد کمرنگ است، اما با توجه به اختلاف نظر بین ریاض و ابوظبی، این میتواند اولین و شاید آسانترین دوراهی برای مجتمع صنعتی نظامی ترکیه و پاکستان در خلیج فارس باشد.












