تحلیل رسانه نزدیک به شمخانی از حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات ایران و آمریکا/ ترامپ بازی مذاکره را وارد فاز تهدید مستقیم کرده است؟

  • توسط: noxis_admin
تحلیل رسانه نزدیک به شمخانی از حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات ایران و آمریکا/ ترامپ بازی مذاکره را وارد فاز تهدید مستقیم کرده است؟


به گزارش اقتصادنیوز به نقل از نورنیوز، همزمان با آغاز دور جدید مذاکرات با دستورالعمل هسته‌ای در مسقط، پایتخت عمان، که امروز جمعه با حضور استیو ویتکاف نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا و جرد کوشنر داماد ترامپ از یک سو و هیأت دیپلماتیک ایران به سرپرستی سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه از سوی دیگر برگزار می‌شود، صحنه پیرامونی گفتگوها نیز به‌طور معناداری در حال تغییر است.

در کنار روند رسمی دیپلماسی، مجموعه‌ای از تحرکات میدانی و پیام‌های امنیتی از سوی آمریکا مشاهده می‌شود که نشان می‌دهد واشنگتن این دور از گفتگوها را صرفاً در قالب یک فرآیند کلاسیک دیپلماتیک پیش نمی‌برد، بلکه تلاش دارد آن را در یک بسته فشار–مذاکره تعریف کند. گزارش‌ها درباره ادامه انتقال تجهیزات به منطقه، نزدیک شدن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به محدوده تماس عملیاتی، اعلام خروج فوری اتباع آمریکا از ایران و نیز همراهی فرمانده سنتکام با هیأت آمریکایی، همگی اجزای یک تصویر بزرگ‌تر هستند.

در ادبیات راهبردی، ترکیب ابزار دیپلماسی با نمایش مؤلفه‌های سخت قدرت، یک الگوی شناخته‌شده برای افزایش وزن چانه‌زنی است. اما آنچه در این مقطع قابل توجه است، سطح و همزمانی این سیگنال‌هاست. حضور یک فرمانده ارشد نظامی در کنار تیم مذاکره‌کننده — حتی اگر در قالب همراهی یا مشاوره امنیتی باشد — در این سطح از مذاکرات کم‌سابقه و معنادار تلقی می‌شود. این اقدام، پیام مذاکره صرف را به پیام «مذاکره در سایه تهدید معتبر» تبدیل می‌کند؛ یعنی تلاش برای انتقال این گزاره که گزینه سخت نه‌تنها روی میز است بلکه در آرایش عملیاتی نیز بازتاب یافته است.

افزایش حجم جابجایی تجهیزات و برجسته‌سازی حضور دارایی‌های راهبردی مانند ناو هواپیمابر، کارکردی فراتر از آمادگی نظامی دارد؛ اینها ابزارهای ارتباط راهبردی هستند. هدف، اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل، مدیریت انتظارات متحدان منطقه‌ای و همچنین شکل‌دهی به روایت رسانه‌ای مذاکرات است. در چنین چارچوبی، تهدید از سطح عملیات روانی صرف عبور می‌کند و به سطح «سیگنال فشار مستقیم» نزدیک می‌شود. تفاوت این دو در آن است که اولی بیشتر مخاطب افکار عمومی و فضای ادراکی است، اما دومی مستقیماً متوجه مذاکره کنندگان، محاسبه‌گران و تصمیم‌گیران طرف مقابل است.

با این حال، کارآمدی این الگو وابسته به یک پیش‌فرض کلیدی است: اینکه طرف مقابل تهدیدپذیر و امتیازده است. مسئله اینجاست که تجربه رفتاری ایران در دو دهه گذشته، خلاف این پیش‌فرض را نشان داده است. ایران در موضوعات راهبردی، به‌ویژه آنجا که به حقوق قانونی، امنیت ملی و مؤلفه‌های بازدارندگی مربوط بوده، نشان داده تحت فشار مستقیم نظامی مسیر خود را تغییر نمی‌دهد. همین سابقه، ضریب اثرگذاری تهدید را کاهش و در مقابل، احتمال تبدیل آن به «عامل افزایش هزینه برای تهدیدکننده» را تقویت می‌کند.

از زاویه نظریه بازی‌ها، آمریکا در حال بالا بردن سطح شرط‌بندی (raising the stakes) پیش از تثبیت قواعد بازی است. این اقدام می‌تواند با هدف گرفتن امتیاز اولیه، تغییر دستورکار گفتگو یا وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی در برخی خطوط باشد. اما این تاکتیک زمانی نتیجه می‌دهد که توازن اراده به سود بازیگر فشارآور باشد. در غیر این صورت، افزایش فشار می‌تواند به سخت‌تر شدن مواضع، کاهش انعطاف و انتقال بازی از «چانه‌زنی قابل مدیریت» به «تقابل پرهزینه» منجر شود.

اعلام خروج فوری اتباع آمریکا از ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. چنین اعلام‌هایی معمولاً همزمان دو کارکرد دارند: از یک سو پوشش احتیاطی و حقوقی برای دولت صادرکننده، و از سوی دیگر ارسال سیگنال تشدید ریسک به بازارها، رسانه‌ها و طرف مقابل. این ابزار نیز بخشی از بسته فشار پیشامذاکره‌ای است، نه لزوماً نشانه تصمیم قطعی برای اقدام نظامی. اما در مجموع، انباشت این سیگنال‌ها فضای مذاکره را از حالت گفتگوی متعارف و متوازن دور می‌کند.

در مقابل، موضع اعلامی ایران مبتنی بر دفاع غیرقابل چانه‌زنی از حقوق قانونی و بهره‌گیری همزمان از همه ظرفیت‌های سیاسی، اجتماعی، حقوقی و دفاعی برای صیانت از منافع ملی تعریف شده است. هیأت مذاکره‌کننده ایرانی بر اساس دستورالعمل مذاکراتی خود عمل می‌کند و تجربه ادوار گذشته نشان داده که تغییر آرایش فشار بیرونی، به‌تنهایی موجب تغییر چارچوب تصمیم در تهران نمی‌شود.

برآیند این شرایط آن است که اگر فضای مذاکرات از مسیر طبیعی خود خارج و به میدان نمایش تهدید تبدیل شود، مسئولیت هزینه‌های مترتب بر آن متوجه طرفی خواهد بود که ابزار نظامی را وارد صحنه دیپلماسی کرده است. در محیطی که ایران از ظرفیت قابل توجه ژئوپلیتیک، توان دفاعی و اراده تثبیت‌شده مقاومت برخوردار است، نمایش‌های پرهزینه نظامی بیش از آنکه اهرم امتیازگیری باشد، می‌تواند به عامل افزایش هزینه برای طراح آن تبدیل شود.

منبع

  • اشتراک گزاری:

مطالب مرتبط

ارسال نظر

شما اولین نفری باشید که در مورد پست مربوطه نظر ارسال میکنید...
شبکه های اجتماعی ما