دائو (DAO) چیست؟ همه چیز درباره سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز
دنیای ارزهای دیجیتال پر از اصطلاحات مختلف است که ندانستن آنها باعث میشود حس کنید با فضای عجیبغریبی مواجه هستید! یکی از این اصطلاحات، «دائو (DAO)» یا سازمان خودگردان غیرمتمرکز است که تقریبا قدمت آن به سالهای ابتدایی صنعت کریپتو برمیگرد. دائو مفهومی مهم در دنیای رمزارزهاست که راهحلهایی نوآورانه برای مشکلات سنتی در حاکمیت سازمانی ارائه میدهد. از طریق DAOها، فرآیند تصمیمگیری در بستر بلاکچین و به شکلی شفاف، دموکراتیک و بدون واسطهگری انسانی انجام میشود. اگر شما هم میخواهید بدانید که دائو چیست و با انواع مختلف سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز آشنا شوید، توصیه میکنیم به هیچعنوان این مطلب از مجله نوبیتکس را از دست ندهید.
فهرست عناوین
Toggle
DAO چیست؟
DAO مخفف «Decentralized Autonomous Organization»، به معنای سازمان خودگردان غیرمتمرکز است و به زبان ساده، مدل مدیریتی است که در آن هیچ نهاد مرکزی یا شخص خاصی مسئول تصمیمگیری نیست و همه در تصمیم نهایی دخیلاند! سخت شد؟ بگذارید مثالی بزنیم:
تصور کنید شما و گروهی از دوستانتان قصد دارید یک کافه آنلاین راهاندازی کنید. به جای اینکه یک نفر تمام تصمیمات را بگیرد و همه اعضا فقط عمل کنند، تصمیم میگیرید که همه درگیر باشید. به همین دلیل، هر تصمیم بزرگ و کوچک، از انتخاب منو گرفته تا شیوه تبلیغات، به رأی اعضا گذاشته میشود. اینطوری همه میتوانند نظراتشان را بیان کنند و در روند تصمیمگیری مشارکت کنند.
حالا فرض کنید روزی میخواهید به این کافه یک آیتم جدید اضافه کنید. بهجای اینکه یک نفر همهچیز را تصمیم بگیرد، از همه اعضا دعوت میکنید که پیشنهاداتشان را ارائه دهند و سپس همهچیز از طریق یک رأیگیری آنلاین انجام میشود. حتی اگر تعداد اعضا زیاد شد، هیچچیز به هم نمیریزد چراکه سیستم رأیگیری شما بهطور خودکار و شفاف عمل میکند و نتیجه دقیقاً از روی رأی اکثریت محاسبه میشود.
این دقیقاً همان چیزی است که در DAO اتفاق میافتد. در این نوع سازمانها، تمام تصمیمات نه بهصورت دستی، بلکه از طریق برنامهنویسی کد و قراردادهای هوشمند و در بستر فناوری بلاکچین انجام میشود. در حقیقت، همهچیز خودکار است و نتیجه تنها بر اساس رأی اکثریت و توافق اعضا پیش میرود.
تفاوت ساختار دائو با سازمانهای سنتی
در سازمانهای سنتی، مثل شرکتهایی که خیلی از ماها در آن کار میکنیم، معمولا یک مدیرعامل یا هیئتمدیره مسئول نظارت و تصمیمگیری است و بقیه صرفا دستورات را انجام میدهند. اما در دائو، هیچ فرد یا گروه خاصی مسئول نیست و اعضا با استفاده از قراردادهای هوشمند از پیش نگارششده به صورت جمعی تصمیم میگیرند. این قراردادهای هوشمند در بستر شبکههای بلاکچینی ذخیره میشوند و تمامی تصمیمات، به صورت شفاف و امن ثبت شده و قابل بررسی خواهند بود.
برای درک بهتر در جدول زیر تفاوتهای دائو با سازمانهای سنتی را بررسی میکنیم:
ویژگیدائوسازمانهای سنتیتصمیمگیریبر اساس رای همه اعضامتمرکز و در دست مدیر یا هیئتمدیرهحاکمیتمدیریت شده بر اساس قراردادهای هوشمندبر اساس هیئتی از مدیرانشفافیتبالا به دلیل استفاده از فناوری بلاکچینپایینفراگیریامکان مشارکت تمامی اعضامحدود به اعضای رده بالاکاراییتمامی فرآیندها خودکار و سریع انجام میشوندفرآیندها پیچیده و زمانبر هستندکنترلغیرمتمرکز؛ تقسیم قدرت بین همه اعضامتمرکز؛ تقسیم قدرت بین مدیران
دائو چگونه کار میکند؟
به مثال کافه خودمان برگردیم. فرض کنید این بار اعضای کافه شما تصمیم گرفتهاند تا یک دستگاه جدید خریداری کنند. در مدلهای تصمیمگیری سنتی، صرفا مدیر خودش این خرید را انجام داده و در مورد آن تصمیمگیری میکند. اما در DAO، این روند کاملاً خودکار و بر اساس توافق اعضا است. اینجا همهچیز از طریق قراردادهای هوشمند انجام میشود.
به طور کلی روند تصمیمگیری در سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز به شکل زیر است:
طرح پیشنهاد: یکی از اعضا پیشنهاد خرید دستگاه جدید را به صورت آنلاین مطرح میکند. به این ترتیب تمامی اعضا میتوانند این پیشنهاد جدید را مشاهده کرده و در مورد آن نظر دهند.
رایگیری: حالا نوبت به رایگیری میرسد. همه اعضا میتوانند در این رایگیری شرکت کنند اما بسته به میزان سرمایهای که هر فرد گذاشته، قدرت رای او میتواند متفاوت باشد. به عنوان مثال اگر شما بخش زیادی از سرمایه اولیه را تامین کرده باشید، سهم بیشتری در این رایگیری خواهید داشت. سیستم دائو به طور خودکار این فرآیند رایگیری را انجام میدهد.
اجرای نتیجه: وقتی رایگیری تمام شد و اکثریت به خرید دستگاه جدید رای مثبت دادند، قرارداد هوشمند به طور خودکار پول را آزاد کرده و خرید انجام میشود. به این ترتیب هیچ دخالت انسانی نیاز نخواهد بود و همهچیز به صورت خود به خود انجام میشود.
در پروژههای بلاکچینی نیز همین داستان برقرار است. ساتوشی ناکاموتو زمانی که بیت کوین را به عنوان نخستین ارز دیجیتال بازار خلق کرد یک آرمان مهم در سر داشت و آن چیزی جز تمزکززدایی نبود. پس از بیت کوین سایر ارزهای دیجیتال نیز طبق این آرمان راهاندازی شدند.
اینکه مدیریت یک پروژه صرفا در اختیار تیم توسعه باشد، کاملا خلاف اصول تمرکززدایی است. همین موضوع باعث شد تا ایده خلق سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز شکل بگیرد. سازمانهایی که پیرامون هر پروژه کریپتویی ایجاد میشوند و در آن تمامی اعضا حق رای دارند، میتوانند نظر خود را بیان کنند و در تصمیمگیریها مشارکت داشته باشند.
برای راهاندازی یک DAO، ابتدا قراردادهای هوشمندی نوشته میشود که تمام اصول سازمانی و قوانین رایگیری را مشخص میکند. این قراردادها در شبکه بلاکچین مستقر میشوند و از آن پس تمام تصمیمات بر اساس این قراردادها اتخاذ خواهد شد.
همانطور که گفتیم، ممکن است در دائوها برخی از اعضا حق رای بیشتری داشته باشند. در دائوها حق رای افراد معمولا بر اساس مقدار توکنهای در اختیار آنها تعیین میشود. مثلا اگر فردی ۱۰ توکن از پروژه X را داشته باشد، نسبت به فردی که ۸ توکن دارد حق رایش بالاتر است. به این ترتیب اعضای جامعه یک ارز دیجیتال میتوانند در مدیریت و جهتدهی سازمان تاثیرگذار باشند.
همانطور که گفتیم، همه کارهای دائو در اختیار قراردادهای هوشمند است و این قراردادها به عنوان ابزار اجرایی عمل میکنند.
بررسی انواع مختلف سازمانهای غیرمتمرکز
در دنیای ارزهای دیجیتال و بلاکچین، انواع مختلفی از سازمانهای خودمختار غیرمتمرکز (DAO) وجود دارند که هرکدام هدف خاصی را دنبال میکنند. این سازمانها به کسبوکارها و افراد کمک میکنند تا به شیوهای غیرمتمرکز و شفاف تصمیمگیری کنند. در ادامه برخی از انواع DAOها را بررسی میکنیم:
۱. DAOهای پروتکلی
این نوع DAOها برای نظارت و مدیریت پروتکلهای غیرمتمرکز طراحی شدهاند. اعضای این DAOها بهطور جمعی بر عملکرد پروتکلها نظارت دارند.
مثالها:
MakerDAO: این پروتکل بر روی بلاکچین اتریوم فعالیت میکند و به کاربران اجازه میدهد تا توکنهای خود را به دیگران قرض دهند یا وام بگیرند. هولدرهای توکن حاکمیتی MKR در فرآیندهای تصمیمگیری پروتکل Maker مشارکت دارند.
Uniswap: مشابه با میکردائو، هولدرهای توکن UNI میتوانند در تصمیمگیریهای این پروژه شرکت کرده و در حاکمیت آن دخیل شوند.
۲. DAOهای گرنت (کمکهای مالی)
این DAOها برای تامین مالی پروژههای کاربردی و پایدار ایجاد شدهاند. اعضا از طریق رأیگیری پروژههایی را که بیشترین تأثیر مثبت و احتمالا آیندهای درخشان را خواهند داشت، انتخاب میکنند.
مثالها:
MolochDAO: این DAO یکی از نمونههای برجسته در اکوسیستم اتریوم است که از توسعه زیرساختهای این بلاکچین حمایت میکند.
GitCoin DAO: یکی دیگر از نمونههای موفق Grant DAO است که به پروژههای منبع باز کمک میکند.
۳. DAOهای خیریه
این نوع DAOها برای کمک به مسائل اجتماعی و تغییرات مثبت در جامعه ایجاد میشوند.
مثال:
UkraineDAO: یکی از جدیدترین دائوهای خیریه، دائو مرتبط با اوکراین است که در مدت زمان اندکی بیش از ۳ میلیون دلار برای حمایت از اوکراین در جنگ جمعآوری کرد.
۴. DAOهای اجتماعی
به افرادی که علایق مشترک دارند این امکان را میدهند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و از فرصتها و دانش جدید بهرهمند شوند. این نوع DAOها معمولاً برای هنرمندان، توسعهدهندگان و خالقان طراحی شدهاند.
مثال:
Developer DAO: متشکل از گروهی از توسعهدهندگان و علاقهمندان به وب ۳ که با هدف پیشبرد آینده نسل سوم وب همکاری میکنند.
۵. DAOهای کلکسیونری (Collector DAOs)
در این دسته از دائوها افراد روی هم پول میگذارند تا در آثار هنری دیجیتال از جمله NFTها سرمایهگذاری کنند. این نوع دائو به افراد این امکان را میدهد تا به صورت جمعی در داراییهای کلکسیونی که ممکن است به تنهایی برای آنها دست نیافتنی باشد سرمایهگذاری کنند.
مثالها:
FlamingoDAO: یکی از مشهورترین DAOهای کلکسیونری است که به تامین مالی و سرمایهگذاری در NFTها میپردازد.
ConstitutionDAO: این DAO تلاش کرد تا یک نسخه از اولین قانون اساسی آمریکا را خریداری کند و در عرض یک هفته ۴۷ میلیون دلار جمعآوری کرد!
۶. DAOهای سرمایهگذاری و خطرپذیر
این دائوها نیز مشابه با دائوهای گرنت در پروژههای استارتاپ و نوآورانه سرمایهگذاری کرده و آنها را تامین مالی میکنند. دائوهای خطرپذیر این امکان را برای افراد فراهم میکنند تا به طور مستقیم در فرآیند سرمایهگذاریهای خطرپذیر شرکت کنند.
مثال:
MetaCartel: یکی از معروفترین نمونههای دائوهای سرمایهگذاری و خطرپذیر، متا کارتل است که به تامین مالی استارتاپهای حوزه وب ۳ و برنامههای غیرمتمرکز نوآورانه میپردازد.
۷. DAOهای رسانهای
سوشال DAOها رسانههایی هستند که توسط جامعه اداره میشوند، نه شرکتهای بزرگ و اعضا میتوانند در تولید محتوا، تصمیمگیریهای مختلف و حتی کسب درآمد از آن مشارکت کنند.
مثالها:
BanklessDAO: اعضای این دائو محتواهای آموزشی درباره دنیای مالی غیرمتمرکز تولید میکنند تا به بقیه نحوه سرمایهگذاری بدون استفاده از بانکها را آموزش دهند.
Forefront: دائو فور فرانت نیز اخبار، تحلیلها و نظرات جامعه درباره با توکنها و پروژههای مختلف را بررسی میکند.
۸. SubDAOها
SubDAOها یا دائوهای زیرمجموعه برای تقسیم وظایف درون یک دائو اصلی ایجاد شدهاند. این DAOها به اعضا این امکان را میدهند که روی مسائل خاص مثلا مارکتینگ پروژه متمرکز شوند.
مثال:
Balancer Protocol: این پروتکل برای مدیریت اعضای دائو خود از SubDAOها استفاده میکند تا تصمیمات خود را بهطور مؤثرتر و کارآمدتر اتخاذ کند.
بررسی مزایا و معایب دائوها
تا به اینجای کار دیدیم که دائو چیست و با چگونگی فعالیت آن آشنا شدیم. همچنین انواع مختلف سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز را در دنیای ارزهای دیجیتال بررسی کردیم. حالا برای جمعبندی بهتر است مزایا و معایب دائوها را در یک نگاه بررسی کنیم:
مزایای سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز
عدم نیاز به اعتماد به شخص ثالث یا یک نهاد خاص: در دائوها همه تصمیمات بر اساس کدهای قراردادهای هوشمند اجرا میشوند و نیازی به اعتماد به شخص ثالث نیست.
شفافیت و امنیت بالا: تمامی تراکنشها و تصمیمات در بستر شبکههای بلاکچینی ثبت میشوند. این باعث میشود تا دادهها غیرقابل دستکاری شده و همواره قابل مشاهده باشند.
مدیریت جمعی و مشارکت همگانی: در یک دائو، تمام اعضا میتوانند در تصمیمگیریها نقش داشته باشند و با رای دادن روی جهتگیری پروژه تاثیر بگذارند.
دسترسی جهانی: هرکسی در هرجای دنیای میتواند با داشتن توکنهای مربوط به یک دائو، در آن عضو شده و در فرآیندهای حاکمیتی شرکت کند.
معایب سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز
چالشهای امنیتی و باگ در کدها: اگر قرارداد هوشمند یک دائو دارای باگ باشد، ممکن است مورد حمله هکرها قرار بگیرد؛ درست مثل اتفاقی که برای پروژه The DAO در سال ۲۰۱۶ افتاد که در ادامه مطلب آن را بررسی میکنیم.
کند بودن سیر تصمیمگیریها: برخلاف سازمانهای سنتی که ممکن است تصمیمگیری توسط مدیران به سرعت انجام شود، در دائوها ممکن است برای تعیین نتیجه نهایی چند هفته زمان ببرد.
ریسک تمرکز توکنها: در برخی از دائوها، افرادی که توکن بیشتری در اختیار دارند قدرت رای بیشتری هم دارند. این موضوع میتواند باعث تمرکز قدرت در دست عده محدودی از افراد شود و تصمیمگیریهای حاکمیتی را به نفع خود سوق دهند.
مشکلات قانونی و حقوقی: هنوز در بسیاری از کشورها قوانین مشخصی برای دائوها وجود ندارد و همین موضوع میتواند چالشهایی برای فعالیت آنها ایجاد کند.
ماجرای هک The DAO چه بود؟
هک The DAO یکی از جنجالیترین اتفاقات دنیای ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۱۶ بود که تاثیر زیادی روی شبکه اتریوم گذاشت. این ماجرا نهتنها به یک پروژه بزرگ پایان داد، بلکه مسیر اتریوم را هم تغییر داد و باعث شد بلاک چین آن به دو شبکه اتریوم (ETH) و اتریوم کلاسیک (ETC) تقسیم شود.
The DAO یک سازمان خودگردان غیرمتمرکز بود که در اردیبهشت ۱۳۹۵ (می ۲۰۱۶) با هدف ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری غیرمتمرکز راهاندازی شد. ایده اصلی این بود که سرمایهگذاران توکن DAO بخرند و با رأیدادن، روی پروژههایی که این صندوق در آنها سرمایهگذاری میکرد، تصمیم بگیرند.
این سازمان خودگردان غیرمتمرکز در عرض سه هفته بیش از ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرد، که در آن زمان یک رکورد محسوب میشد. اما در همین حین، برخی متخصصان امنیتی نسبت به مشکلاتی که در کد قرارداد هوشمند این پروژه وجود داشت هشدار دادند.
در نهایت در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۶ یک هکر از باگ امنیتی موجود در کد قرارداد هوشمند این پروژه استفاده کرد و حدود ۵۰ میلیون دلار اتریوم به سرقت برد.
اما نکته اینجا بود که طبق قوانین قرارداد هوشمند، این داراییها هنوز در یک حساب قفل بودند و هکر نمیتوانست بلافاصله از آنها استفاده کند. این موضوع به جامعه اتریوم فرصتی داد تا برای مقابله با این حمله تصمیم بگیرند.
در ادامه جامعه اتریوم دو راه داشت:
هیچ اقدامی نکند و اجازه دهد که هکر اترها را نگه دارد.
با تغییر کد شبکه، تراکنشهای هکر را باطل کند و سرمایهها را به سرمایهگذاران برگرداند.
در نهایت، ویتالیک بوترین (خالق اتریوم) و تیم توسعه تصمیم گرفتند یک هارد فورک انجام دهند تا اترهای مسروقه به سرمایهگذاران بازگردد. اما این تصمیم مورد قبول همه نبود. اتفاقی که باعث شد دو نسخه از اتریوم به وجود بیاید؛ اتریوم که نسخه هارد فورکشده است و اتریوم کلاسیک که بر اصل «کد قانون است» پایبند ماند و تغییری در بلاکچین ایجاد نکرد.
آینده دائوها چگونه خواهد بود؟
به عقیده بسیاری، دائوها آینده مدل حاکمیتی در جهان هستند. با پیشرفت روز افزون فناوری بلاکچین، این دسته از سازمانهای خودمختار غیرمتمرکز میتوانند جایگزین ساختارهای سنتی شوند و مدیریت شفاف، خودکار و بدون واسطه را در بسیاری از حوزهها، از سرمایهگذاری گرفته تا امور خیریه و حتی دولتهای الکترونیکی ممکن سازند. با افزایش پذیرش وب ۳ انتظار میرود که رفته رفته شرکتها و جوامع آنلاین از مدلهای مدیریتی سنتی فاصله بگیرند و به سراغ تصمیمگیریهای جمعی مبتنی بر بلاکچین و قراردادهای هوشمند سوق داده شوند.
با این حال، چالشهایی مانند مقیاسپذیری، امنیت قراردادهای هوشمند و مشارکت کاربران همچنان باید برطرف شوند. آینده دائوها به ترکیب هوش مصنوعی، رایگیریهای مبتنی بر هویت دیجیتال و مکانیزمهای حاکمیتی پیشرفته وابسته خواهد بود. اگر این چالشها مدیریت شوند، دائوها میتوانند نظامهای مدیریتی فعلی را متحول کنند و به بستری تبدیل شوند که در آن، تصمیمگیریهای مالی و اجرایی کاملا شفاف، دموکراتیک و کارآمد انجام شود.
سخن پایانی
دائو مفهومی قدیمی و در عین حال نوآورانه در دنیای بلاکچین است که امکان مدیریت و تصمیمگیری بدون نیاز به نهادهای متمرکز را فراهم میکند. سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز بر خلاف شرکتهای سنتی، هیچ مدیر اصلی ندارند، در عوض با بهرهگیری از فناوری بلاکچین و قراردادهای هوشمند همه در آن مشارکت میکنند.
با این حال، مشابه با هر فناوری نوظهور دیگری، دائوها نیز با چالشهای خاصی روبهرو هستند. مشکلات امنیتی، قوانین نامشخص و مشکلات مقیاسپذیری شبکههای بلاکچینی از جمله موانعی هستند که این سیستمها باید بر آنها غلبه کنند. ماجرای هک The DAO در سال ۲۰۱۶ نشان داد که آسیبپذیریهای فنی میتوانند خسارتهای بزرگی به بار بیاورند. بااینحال، پیشرفتهای مداوم در امنیت قراردادهای هوشمند و افزایش آگاهی کاربران، دائوها را به سمت آیندهای پایدارتر هدایت میکند.
در آینده، انتظار میرود که دائوها در حوزههای متنوعی از جمله مدیریت سرمایه، شبکههای اجتماعی، بازیهای بلاکچینی و حتی سیاستگذاریهای کلان نقش بیشتری ایفا کنند. برخی معتقدند که این مدل میتواند جایگزین سیستمهای سنتی شود، اما واقعیت این است که ترکیبی از مدلهای سنتی و غیرمتمرکز، احتمالا نتیجه بهتری خواهد داشت.
دائوها فقط یک ترند زودگذر نیستند؛ بلکه راهکاری برای ساخت سازمانهایی شفاف، دموکراتیک و کارآمدتر ارائه میدهند. آینده دائوها وابسته به پذیرش عمومی، توسعه زیرساختهای فنی و رفع چالشهای قانونی خواهد بود. اگر این موانع برطرف شوند، دائوها میتوانند مسیر اقتصاد غیرمتمرکز را هموار کرده و شیوه همکاری و تعامل دیجیتالی را برای همیشه تغییر دهند.
سوالات متداول
دائو (DAO) چیست؟
دائو (Decentralized Autonomous Organization) به معنای سازمان خودگردان غیرمتمرکز است که بدون نیاز به مدیریت متمرکز، از طریق قراردادهای هوشمند و در بستر بلاکچین اجرا میشود.
چگونه یک دائو کار میکند؟
دائوها بر اساس قراردادهای هوشمند عمل میکنند که قوانین سازمان را مشخص کرده و امکان اجرای خودکار تصمیمات را فراهم میکنند. اعضا از طریق توکنهای حاکمیتی در تصمیمگیریهای دائوها شرکت میکنند.
مزایای اصلی دائوها چیست؟
از جمله مزایای دائوها میتوان به شفافیت، عدم وابستگی به واسطهها، امنیت، مدیریت دموکراتیک و دسترسی جهانی اشاره کرد.
معایب دائوها چیست؟
چالشهایی مانند مشکلات امنیتی قراردادهای هوشمند، عدم انعطافپذیری در تصمیمگیری سریع، چالشهای قانونی و مقیاسپذیری محدود از مهمترین معایب دائوها هستند.
آیا میتوان به دائوها اعتماد کرد؟
دائوها به لطف قراردادهای هوشمند شفاف و غیرقابل تغییر، سطح بالایی از اعتماد را ارائه میدهند. اما همچنان ریسکهایی مانند هک شدن قراردادهای هوشمند وجود دارد.
معروفترین دائوها کداماند؟
از شناختهشدهترین دائوها میتوان به MakerDAO، Aave DAO، Uniswap DAO و The DAO (که در سال ۲۰۱۶ هک شد) اشاره کرد.
تفاوت دائو با سازمانهای سنتی چیست؟
در دائوها هیچ مدیر یا رئیس مرکزی وجود ندارد و همه تصمیمات بهصورت دموکراتیک و شفاف توسط اعضا گرفته میشود، درحالیکه سازمانهای سنتی معمولاً ساختار سلسلهمراتبی دارند.
آینده دائوها چگونه خواهد بود؟
با رشد وب ۳ و فناوری بلاکچین، انتظار میرود دائوها در مدیریت سرمایهگذاری، شبکههای اجتماعی، بازیهای بلاکچینی و حتی سیاستگذاریهای کلان نقش پررنگتری ایفا کنند.